ترند‌های رسانه اجتماعی که در سال ۲۰۱۸ رشد خواهند کرد

رسانه اجتماعی

چشم انداز رسانه های اجتماعی در دهه‌های اخیر بسیار تغییر کرده است. تکنولوژی‌های جدید مثل AI (هوش مصنوعی) و AR (واقعیت افزوده) چیزهایی را ممکن کردند که ما حتی در قرن ۲۰ تصورش را هم نداشتیم.

در این اینفوگرافیک به داغ‌ترین ترند‌های رسانه اجتماعی در سال ۲۰۱۸ اشاره شده است: اهمیت ویدئو مارکتینگ، گسترش امکانات پخش زنده رشد محتوا‌های زمان کوتاه، شروع استفاده از واقعیت افزوده، هوش مصنوعی، چت بات‌ها، تمرکز بر نسل z، افزایش سرمایه گذاری در اینفلوئنسر‌ها و… گفته شده است بعنوان یککارشناس دیجیتال مارکتینگ به شما توصیه می‌کنم که این اینفوگرافیک را مشاهده کنید و در برنامه‌های بازاریابی خود به کار ببرید.

 

رسانه اجتماعی ترند

اهمیت ویدیو مارکتینگ در سال ۲۰۱۸
در سال ۲۰۱۷ حدود ۹۰ درصد محتوایی که در اینترنت به دست کاربران به اشتراک گذاشته شده ویدئو بوده است و این روند در سال ۲۰۱۸ نیز ادامه خواهد داشت.محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی دنیا در ویدئو سرمایه گذاری کرده اند چون معتقدند که میتوانند نرخ درگیری کاربران را افزایش دهند .علاوه بر این محتوای کوتاه مدت (نوعی از محتوا که کمتر از ۲۴ ساعت در دسترس هست)  در حال افزایش می باشد اینستاگرام و اسنپ چت از استوری ها به عنوان یک کانال جدید و مجزا برای ترویج برند خود استفاده میکنند و این ویژگی بخصوص  همچنان رو به رشد خواهد بود.

 

رسانه اجتماعی ترندهای بالا

تاثیر چت بات‌ها در آینده بازاریابی دیجیتال
همانطور که از سرویس دهی بی وقفه چت بات‌ها مشخص است میتوان از آنها بعنوان یک نیروی قابل توجه و خستگی ناپذیر در دنیای دیجیتال و رسانه اجتماعی نام برد تحقیقات و برآورد ها نشان داده که تا ۳۰ درصد از کل مکالمات چت در اینترنت در سال ۲۰۱۸ توسط چت بات ها انجام خواهد شد.

رشد اینفلوئنسرمارکتینگ
اینفلوئنسرها هنوز هم نقش مهمی در بازاریابی آنلاین بازی می‌کنند و این کار را در سال ۲۰۱۸ ادامه خواهند  چون می‌توانند نرخ تبدیل را تا ۱۰ برابر افزایش دهند.تحقیقات نشان داده که بیش از ۹۰ درصد افراد و برندهایی که از بازاریابی اینفلوئنسری استفاده می‌کنند فکر می‌کنند که این تکنیک از بازاریابی بسیار موثر است و تقریبا مطمئن هستند که نتیجه می‌دهد.

 

رسانه اجتماعی موبایل

بهینه سازی محتوای آنلاین برای گوشی‌های هوشمند
یکی از عوامل قدرتمند که در بازار رسانه اجتماعی وجود دارد و باید روی آن حساب شود گوشی‌های هوشمند (smart phone) هستند. آمار نشان داده زمانی که یک کاربر به طور متوسط در شبکه‌های اجتماعی از گوشی هوشمند صرف می‌کند به میزان قابل توجهی بیشتر از مقدار صرف شده در آن شبکه‌های مشابه از یک کامپیوتر یا pc می‌باشد این به این معنی است که بهینه سازی محتوای آنلاین برای گوشی‌های هوشمند در سال ۲۰۱۸ حتی مهم‌تر از قبل خواهد بود.

رشد ویدئو های زنده(Live) در سال های آینده
مطالعات نشان داده که ۸۰ درصد از مشتریان ترجیح می‌دهند که ویدئو زنده برند‌ها را تماشا کنند تا اینکه یک پست یا محتوای برند را بخوانند تحقیقات نشان داده است. اگر رشد ویدئو‌های زنده ادامه دار باشد تا سال ۲۰۲۱ به میزان ۷۰.۵ میلیارد دلار درآمد کسب می‌کند.

نسل z (بومیان واقعی دیجیتال)
امروزه نسل z (دهه ۸۰) حدود ۴۴ میلیارد دلار قدرت خرید دارند و این تعداد با گذشت زمان ادامه‌دار خواهند بود به همین دلیل برند‌ها و شرکت‌ها باید پیشنهادات خود را برای پاسخگویی به خواسته‌های این نسل در بازار افزایش دهند.

هر آنچه باید در مورد هشتگ‌ها بدانید

هشتگ‌

اگر شما در کار با رسانه های آنلاین تازه وارد به شمار می‌آیید، شاید هشتگ‌ها (همان لینک‌های کوچکی که با علامت “#” مشخص می‌شوند) را گیج‌کننده و اضافی بدانید. اما باید بدانید که این علامت‌های کوچک یکی از مهم‌ترین عناصر ارتباطات در دنیای دیجیتال به شمار می‌آیند و بنابراین شناخت آن‌ها بسیار مهم است.

در توییتر، این هشتگ‌ها برای تبدیل یک یا چند کلمه به یک لینک قابل جستجو استفاده می‌شوند. هنگامی به وجود هشتگ‌ها بیشتر پی می‌برید که قصد داشته باشید یک بحث را دنبال کرده و یا مجموعه‌ای از محتواها را در یک دسته‌بندی جای دهید. به نظر شما بدون تعریف مفهوم هشتگ، این کار چگونه انجام می‌شد؟

پیدایش و ظهور هشتگ‌ها با توییتر آغاز شد اما به زودی به تمامی پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی راه یافت. در سال ۲۰۰۷ میلادی، یک توسعه دهنده به نام کریس مسینا در یک توییت، پیشنهاد داد که توییتر برای قرار دادن موضوعات مختلف در یک دسته و دسته‌بندی محتواهای مربوط به یک رویداد، از علامت هش (hash, #) استفاده کند. توییتر این پیشنهاد را رد کرد. اما در ماه اکتبر همان سال، یک شهروند روزنامه‌نگار با توجه به پیشنهاد مسینا، از هشتگ #SanDiegoFire برای توییت‌های مربوط به آتش‌سوزی جنگل در سن دیگو استفاده کرد.

بنابراین هشتگ از این آزمون سخت با موفقیت خارج شد و امروزه برای تمامی رویدادهای مهم سیاسی، اجتماعی و … و برای تمامی اتفاقات و حوادث سرگرم کننده و ورزشی و … از هشتگ‌ها استفاده می‌شود.

کاراکترهایی که در هشتگ پشتیبانی می‌شوند

هشتگ‌ 1

به نظر شما آیا می‌توان از هر کاراکتری در #هشتگ‌ استفاده کرد؟

هشتگ ، نکته‌ای که در ابتدا باید به آن توجه داشته باشید، این است که فاصله (اسپیس) در هشتگ‌ها استفاده نمی‌شوند. برای هشتگ‌هایی به زبان انگلیسی می‌تواند از حرف بزرگ استفاده کرده و در فارسی نیز می توانید از خط فاصله ” _ ” استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید عبارت Ads.salook.net را در هشتگ مورد استفاده قرار دهید، باید بنویسید: #Ads.salook.net . حروف بزرگ در جستجو تفاوتی ایجاد نمی‌کند، بنابراین نتیجه جستجوی #Ads.salook.net با #ads.salook.net یکسان خواهد بود. حال اگر بخواهید عبارت “طراحی سایت” را در هشتگ مورد استفاده قرار دهید، باید بنویسید: “#طراحی_سایت

مقالات مرتبط:

  1. تاریخچه هشتگ
  2. هشتگ و تاثیر آن در بازاریابی شبکه های اجتماعی
  3. مقالات بازاریابی شبکه های اجتماعی

اعداد در هشتگ‌ها پشتیبانی می‌شوند. اکثر کاراکترهایی که در هشتگ‌ها مورد استفاده قرار نمی‌گیرند و پشتیبانی نمی‌شوند، کاراکترهای خاص هستند که از جمله آن‌ها می‌توان علائم نقطه گذاری (مثل ویرگول، نقطه، علامت تعجب، علامت سوال، آپاستروف)، ستاره (*)، آمپرسند (&) و … اشاره کرد.

به این مورد توجه داشته باشد که کاراکتر ” @ ” کاملا عملکرد متفاوتی دارد. با استفاده از @ در توییتر قبل از اسم یک نفر می‌توانید مستیقما آن شخص را مورد خطاب قرار داده و او نیز توسط نوتیفیکیشن متوجه خواهد شد که شما درباره او توییت کرده‌اید. اما هشتگ بدین گونه نیست و با استفاده از آن برای کسی نوتیفیکشن نشان داده نمی‌شود.

پلتفرم‌هایی که از هشتگ پشتیبانی می‌کنند

 

اکثر پتلفرم‌های شبکه‌های اجتماعی از هشتگ‌ها پشتیبانی می‌کنند. بزرگ‌ترین رسانه‌های اجتماعی که از این علامت کوچک و پرکاربرد استفاده می‌کنند در ادامه لیست شده‌اند:

توییتر: شبکه اجتماعی میکروبلاگینگ توییتر، زادگاه هشتگ‌های مدرن امروزی است. به همین دلیل نیز استفاده از این هشتگ‌ها در توییتر نسبت به سایر شبکه‌های اجتماعی کامل‌تر بوده و طعم و بوی دیگری دارد (در سرتیتر “لحن و صدا” بیشتر با این موضوع آشنا خواهید شد). هشتگ‌ها در توییر بیشتر برای دسته‌بندی موضوعات خاص و مکالمات مورد استفاده قرار می‌گیرند. در قسمت “Trends” نیز می‌توانید لیستی از هشتگ‌هایی که بیشتر استفاده شده‌اند را مشاهده کنید.

شما می‌توانید هشتگ‌ها را در توییتر مورد جستجو قرار دهید و توییتر نیز فیلترهای مختلفی در اختیارتان قرار می‌دهد تا تنها توییت افرادی که آن‌ها را دنبال می‌کنید مشاهده کنید و یا اینکه تمامی توییت‌هایی که در اینباره جستجو شده است را ببینید.

فیس‌بوک: فیس‌بوک به تازگی و در ماه ژوئن سال ۲۰۱۳ میلادی پشتبانی از هشتگ‌ها را به پلتفرم خود اضافه کرده است. با کلیک بر روی یک هشتگ شما به لیستی از پست‌ها ارجاع داده می‌شوید که از این هشتگ استفاده کرده‌اند. نتایج به نمایش درآمده نیز تنها به افرادی که شما می‌شناسید محدود نخواهند بود.

اینستاگرام: هشتگ‌ها مکمل عکس‌هایی هستند که شما در این شبکه‌ی اجتماعی مبتنی بر عکس به اشتراک می‌گذارید. هتشگ‌ها به شما کمک می‌کنند کاربران دیگر را پیدا کرده و یا برای خود دنبال‌کننده به دست آورید.

گوگل پلاس: هنگامی که شما بر روی یک هشتگ در گوگل پلاس کلیک می‌کنید، نتایج جستجو شامل آن هشتگ به همراه پست‌هایی که دارای تگ‌ها و یا کلمات کلیدی مشابه هستند، است.

 تامبلر: پست‌های تامبلر نیز یک قسمت مخصوص به نام “Tag” دارند که شما می‌توانید تگ‌های مورد نظر خود را در آنجا وارد کنید. عملکرد این تگ‌ها همانند هشتگ‌های توییتر برای سازماندهی موضوعات است اما علامت هش (#) به صورت خودکار اضافه می‌شود.

پینترست: از هشتگ‌های پینترست برای نشانه‌گذاری و جستجوی محتوا استفاده کنید. با کلیک بر روی یک هشتگ در توضیحات یک پین، نتایجی برای شما به نمایش در می آید که دقیقا شامل آن هشتگ بوده و یا پین هایی که کلمات یا عبارات مشابه در توضیحاتشان دارند.

آیا درباره اینکه چه هشتگی در تمامی شبکه‌های اجتماعی بیشترین استفاده را داشته کنجکاو شده‌اید؟ به وب‌سایت Hashtags.com مراجعه کنید تا بتوانید داغ‌ترین هشتگ‌ها را پیدا کنید.

لحن و صدا:

علاوه بر اینکه در شبکه اجتماعی توییتر از هشتگ‌ها برای دسته‌بندی و سازمان‌دهی مطالب استفاده می‌شود، هشتگ‌ها در این شبکه اجتماعی میکروبلاگینگ استفاده‌ی دیگری نیز دارند. شما می‌توانید در توییتر از هشتگ‌ها برای بیان لحن و صدا نیز استفاده کنید. نکته قابل توجه این است که در هر توییت می‌توانید از چندین هشتگ استفاده کنید اما سعی کنید هیچ‌گاه پا را از یک محدوده‌ای فراتر نگذارید. معمولا در هر توییت ۱ تا ۳ هشتگ، تعداد مناسبی به شمار می‌آید.

در ادامه چند توییت به عنوان مثال آورده‌ایم که قالب محتواییِ توییت، لحن و صدا و یا شوخ طبعی را به تصویر می‌کشند:

پوشیدن شلوارک با کت ترکیب بسیار جالبی است! #شوخی
همین الان یک لیوان آب انار ریختم روی لباسم. #جدی
همه سعی کنیم #بین_خطوط برانیم.

کسب‌وکار و مارکتینگ:

امروزه تقریبا تمامی کسب‌وکارها و برندهای بزرگ و کوچک یک حساب کاربری در شبکه اجتماعی توییتر دارند و بسیاری از آن‌ها هشتگ‌های مخصوص به خود را نیز برای رویدادها و یا کمپین‌های تبلیغاتی خود انتخاب کرده‌اند.

اگر شما نیز می‌خواهید از توییتر به عنوان بخشی از برنامه مارکتینگ خود انتخاب کنید به نکاتی که در ادامه آمده است توجه کنید:

قالب توییت‌هایتان را یکسان کنید: یک حساب کاربری که نشانگر نام برند کسب‌وکار شماست انتخاب کنید (یک حساب مخصوص به کسب‌وکار بسازید) با این کار توییت‌های شما همگی در یکجا قابل مشاهده خواهد بود. علاوه بر آن یکی از افرادتان شرکت‌تان را برای بروزرسانی حساب کاربری‌تان در این شبکه اجتماعی انتخاب کنید.

از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید: هشتگ‌هایی که کسب‌وکارهای دیگری که در حوزه تخصصی شما فعالیت می‌کنند را بررسی کنید و از هشتگی مرتبط با محصول یا سرویس خود استفاده کنید. با این کار، کاربران در هنگام جستجوی هشتگ‌ها به راحتی می‌توانند شما را پیدا کنند.

از ترندها پیروی کنید: ببینید که کدام هشتگ ترند شده است و اگر به کسب‌وکار شما مرتبط است، از همان هشتگ استفاده کنید. استفاده از یک هشتگ محبوب و ترند شده که هیچ ارتباطی با شما ندارد می‌تواند شما را یک اسپمر نشان داده و اعتبار شما را زیر سوال ببرد.

هشتگ مخصوص به خودتان را بسازید: اگر شما می‌خواهید برای رویدادها و یا کمپین‌های تبلیغاتی خود از هشتگ استفاده کنید، هشتگی را انتخاب کنید که پیش از آن استفاده نشده باشد. سپس این هشتگ را در تمامی توییت‌های مرتبط استفاده کنید و دیگران را نیز تشویق به استفاده از آن نمایید. سعی کنید. هشتگ‌هایی که انتخاب می‌کنید در عین اینکه اطلاعاتی مرتبط با هدف شما به کاربر می‌دهد، کوتاه باشد. به بیان دیگر، هشتگ‌ها باید مختصر و مفید باشند.

سر و صدا ایجاد کنید: برگزاری یک مسابقه و جایزه دادن از جمله مواردی است که می‌توان در توییتر سر و صدا برپا کند. کابران دوست دارند توییت‌هایی را ریتوییت کنند که احتمال می‌دهند با انجام آن کار می‌توانند جایزه‌ای برنده شود. به عنوان مثال می‌توانید هدیه‌ای برای افرادی که از هشتگ مورد نظر شما در توییت‌هایشان استفاده کرده‌اند، در نظر بگیرید.

چرا باید از ویدیو در برنامه بازاریابی خود استفاده کنید

۱۹ تکنیک برای افزایش فروش از طریق سایت

افزایش فروش سایت

راه‌اندازی یک سایت همه آن کاری نیست که باید در زمینه رشد کسب‌وکارتان انجام دهید. در واقع خیلی اوقات حتی بعد از مشاوره‌های طولانی و زمان‌بر که منجر به صرف هزینه برای ایجاد یک سایت شیک می‌شود باز هم نتیجه دلخواه بدست نمی‌آید و سبد خرید بازدیدکنندگان همچنان خالی است.
ممکن است دلایل مختلفی باعث به وجود آمدن چنین وضعیتی شود، در ادامه به مطالعه‌ی پیشنهادات و تجربیات متخصصین خبره در حوزه‌های مختلف دیجیتال مارکتینگ خواهیم پرداخت تا نظرات آنها در مورد برخی دلایل شکست سایت‌ها در زمینه جذب کاربران را بدانیم.
این توصیه‌ها، اطلاعات خوبی در اختیار کسانی که به دنبال راه‌اندازی سایت جدید و یا طراحی مجدد سایت کسب‌وکارشان هستند قرار خواهد داد.

۱. برای افزایش فروش سایت زبان گفتگوی سایت را تغییر دهید
کریس بروگان، نویسنده کتاب‌های پرفروش در زمینه بازاریابی و کسب‌وکار می‌گوید: اکثر وبسایت‌ها با زبان “ما چقدر عالی هستیم” نوشته شده‌اند نه اینکه ما چه مشکلی را حل می‌کنیم. بنابراین بهتر است دیدگاه و نوع زبان سایت چیزی شبیه جمله زیر باشد: آیا شما بدنبال مهارت‌ها، خدمات یا محصولات بهتر هستید؟ ما اینجاییم تا به شما کمک کنیم.
زبان سایت شما باید به دور از تعریف و شعار باشد، خود را در کنار مشتری در نظر بگیرید و نشان دهید برای خواسته‌های او راه حل‌هایی منحصربه‌فرد دارید.

۲. برای افزایش فروش سایت روی نتایج پایانی تمرکز کنید نه ویژگی‌های ابتدایی
جاکوب کاس گرداننده معروف‌ترین وبلاگ طراحی (just creative) می‌گوید: به جای مانور روی ویژگی‌های محصول و سرویس‌هایتان، به مشتری بالقوه در مورد منفعت‌هایی که استفاده از آنها برایش به ارمغان خواهد آورد توضیح دهید.
کاس ادامه میدهد “: مثال ساده این مورد ” دریل ” است. مشتری ها یک دریل نمی‌خواهند آنها یک سوراخ در دیوار می‌خواهند. بنابراین به جای تمرکز کردن روی خود دریل روی کیفیت سوراخ‌ها و اینکه ایجاد کردن آنها چقدر آسان است تمرکز کنید.
دانستن اینکه استفاده از یک محصول، سرویس یا مهارت چه نتایج فوق العاده‌ی برای مشتری دارد او را بیشتر از هر زمان دیگری ترغیب به خرید می‌کند در مقابل ، تمرکز بیش از حد روی ویژگی‌های محصول در بیشتر موارد خسته کننده و از حوصله افراد خارج است.

افزایش فروش سایت

۳.برای افزایش فروش سایت به مشتری فکر کنید نه خودتان
آن هاندلی نویسنده وال استریت ژورنال و مسئول ارشد تولید محتوا در MarketingProfs می‌گوید: ” وبسایت شما برایتان مشتری به ارمغان نمی‌آورد چون شما روی خودتان تمرکز کرده‌اید نه روی مشتری‌ها.”
او می‌گوید: به جای تمرکز روی اینکه شما چه می‌کنید، چه می‌فروشید و یا اینکه چقدر فوق العاده هستید روی این نکته که، چرا مشتری باید به شما اهمیت بدهد تمرکز کنید.

  • چطور به آنها کمک می‌کنید؟
  • چطور باری که بر دوش دارند را سبک می‌کنید؟
  • آیا درد آنها را کم می‌کنید؟
  • زندگی آنها را بهتر، غنی تر و یا هوشمندانه‌تر می‌کنید؟

۴. برای افزایش فروش سایت برندسازی کنید
David Airey نویسنده پرفروش‌ترین کتاب برندینگ می‌گوید: “احتمال خرید از شما، در شرایطی که کیفیت آنچه می‌فروشید منطبق و یا بهتر از کیفیت هویت برند شماست، بیشتر است.” به زبان ساده‌تر، برای فروش لازمه علاوه بر تمرکز روی ارائه کیفیت‌های بالا روی ساخت برند خودتان برای کسب اعتبار بیشتر هم تمرکز کنید.

۵. برای افزایش فروش سایت قبل از اینکه مشتری‌ها به شما نیاز پیدا کنند آنها را بشناسید
لری کیم موسس wordStream بزرگترین شرکت PPC جهان می‌گوید : “مردم تصادفا روی بنرها کلیک و خرید نمی‌کنند. آنها طرفدار برندهایی هستند که می‌شناسند و دوستشان دارند. بازدیدکنندگان تکراری (کسانی که در مورد شما شنیده‌اند) در مقایسه با بازدید کنندگان جدید (کسانی که به تازگی قصد آشنا شدن با شما رو دارند) ۲ تا ۳ برابر CTR بیشتری دارند.

  • تعریف CTR: تعداد کلیک کاربران / تعداد دفعات نمایش بنرها
  • تعریف PPC: پرداخت هزینه به ازای هر کلیک روی بنرهای تبلیغاتی شما

بنابراین پیش از اینکه مشتری برای خرید محصولات و خدمات شما احساس نیاز کند راه‌هایی که به شما کمک می‌کند تا سر راه بازار هدفتان قرار بگیرید، کشف کنید تا در نهایت ببینید انجام این کار به طرز چشمگیری به نتایج مطلوب شما منجر خواهد شد.
برای مثال شما می‌توانید با تولید محتواهای مناسب که روی آگاه سازی مشتری ها تمرکز دارند آنها را متوجه نیازشان کنید و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم برای رفع نیازها آنها را به سمت وبسایت خود هدایت کنید.


مثال: کاربر در موتورهای جستجو عبارت “علت چرب شدن سریع موها ” را جستجو می‌کند و شما می‌دانید این روزها دغدغه اکثر خانم‌ها این مورد است بنابراین از قبل محتواهایی در قالب مقاله، کتاب الکترونیکی، ویدیو و غیره را آماده و در فضای وب منتشر کرده‌اید کاربر با مطالعه مقاله مد نظر مرحله awareness را طی می‌کند و در مرحله consideration در پی یافتن راه حل است که شما در انتهای محتوای منتشر شده راه حل را در استفاده از محصول شوینده برند خود اعلام می‌کنید و در نهایت کاربر در مرحله Decision تصمیم به خرید از شما را خواهد گرفت.
در کسب‌وکارهای آنلاین می‌توانید با ساخت کمپین هدفگیری مجدد Re-targeting برای برگرداندن مجدد بازدید کننده‌های قبلی به سایت خود  استفاده کنید.

۶. برای افزایش فروش سایت محبت و اعتماد مردم را جلب کنید
Lior Frenkel نویسنده کتاب Value for Money می‌گوید : “اغلب وب‌سایت‌ها فقط حاوی متن‌های  “ما می‌دانیم و ما عالی هستیم” است  که این، کافی نخواهد بود.
تلاش برای فروش محصولات و سرویس‌هایتان زودتر از زمانبندی تعریف شده، نتایج خوبی در بر نخواهد داشت شما اول نیاز دارید که مشتریان را شیفته خود کنید و اعتماد آنها را به دست بیاورید، این کار را به سادگی و تنها با قرار دادن یک صفحه “درباره‌ ما”  منحصر به فرد و یا صفحه حاوی لینک شبکه‌های اجتماعی خودتان و ترغیب آنها به دنبال کردن کسب‌وکارتان خواهید کرد.

 

 

موردی که من وقتی به آگهی‌دهندگانی که برای مشاوره تماس می‌گیرند و تاکید دارند که خیلی سریع به فروش برسند می‌گویم این است که درسته هدف از تبلیغات فروش است اما تبلیغات زمانی منجر به فروش میشود که مشتری ها به شما اعتماد کنند و به این اعتقاد برسند که خدمات و محصولات شما را هیج جای دیگری نمی‌توانند پیدا کنند که در بهترین حالت مشتری‌ها در مرحله delight اینباند مارکتینگ قرار دارند یعنی مرحله‌ای که مشتریان شما به قدری شیفته شما هستند که تبدیل به ترویج دهنده می‌شوند.

۷.برای افزایش فروش سایت به مشتری دلیلی برای برگشت بدهید
Kelsay Meyer موسس Influence & Co می‌گوید: “وبسایت شما مشتری ساز نیست چون، شما به مشتری‌ها دلیلی برای برگشت نداده‌اید.”
اگر وبلاگ شما تنها یکبار در ماه به روزرسانی می‌شود و فقط شامل اخبار مرتبط با کارمندان شماست، چرا یک مشتری باید به برگشت مجدد به سایت فکر کند؟
شما با جلب اعتماد و اعلام دلایل نیاز لید (Lead ) به سرویس ها و خدمات‌تان آنها را به مشتری تبدیل می‌کنید. روی ساخت محتواهایی که مشتری را آگاه می‌کند و مشتری‌های بالقوه را درگیر می‌کند تمرکز کنید تا با این کار آنها را به برگشت مجدد و یادگیری بیشتر تشویق کنید.

    • Lead: فردی که اطلاعات تماسی را ارائه می کند و با انجام این کار اشاره به یک فرصت فروش دارد.

سعی کنید در هر حوزه‌ای که فعال هستید تبدیل به یک مرجع معتبر شوید مرجعی که هرکس دنبال اطلاعاتی در حوزه کسب و کار شماست با قاطعیت به سایت شما مراجعه کند و مطمئن باشد پاسخ درست سوال خود را پیدا خواهد کرد.

۸.برای افزایش فروش سایت مخاطبان هدف را جذب کنید
Paul Jarvis کسی که در مورد تقابل خلاقیت و تجارت برای مجلاتی مثل Forbes ,newsweek, lifehacker  مقاله می‌نویسد می‌گوید: “اگر آدم‌های اشتباه بازدیدکننده اصلی سایت شما هستند در واقع شما هیچ کاری نکرده‌اید.”
برای مثال، اگر شما فروشنده تخته موج سواری باشید اما بیشتر ترافیک ورودی سایت شما از کاربران مناطق کویری ایران باشد هیچ عمل تبدیل بازدید‌کننده به مشتری (Conversion Rate) صورت نخواهد گرفت و تاکتیک‌هایی که برای افزایش ترافیک سایت صورت گرفته کاملا بی‌فایده است.
در گذشته شرکت‌های اینترنتی فعال در حوزه سئو  با ارائه پیشنهاد ورود ترافیک فوق العاده به سایت شما هزینه‌های هنگفتی دریافت می‌کردند اما امروز به خوبی می‌دانیم که کیفیت مهم‌تر از کمیت است.

۹. برای افزایش فروش سایت نتیجه محور باشید
Kyle Courtright موسس Courtright Design برای کمک به تبدیل بازدید کنندگان سایت به مشتری پیشنهاد می‌کند هنگام بهینه سازی طراحی وبسایت سوالات زیر را از خود بپرسید:

  • آیا فضای کافی و خالی در سایت وجود دارد؟
  • آیا نویگیشن سایت تا حد امکان مختصر و مفید شده است ؟‌
  • آیا دکمه های فراخوان شما استراتژیک هستند؟
  • آیا دکمه های فراخوان تضاد رنگی کافی با رنگ زمینه را دارند؟
  • آیا در فواصل متن های بلند تصاویر مرتبط قرار داده اید ؟
  • آیا نظر کاربران در مورد سرویس های شما در جای مناسب برای دیده شدن قرار گرفته اند؟

 

افزایش فروش سایت س

۱۰. برای افزایش فروش سایت تجربه کاربر را بهبود ببخشید
Jacob Gube موسس وبلاگ معروف Six Revisions می‌گوید: “یکی از بزرگترین چالش‌های تجربه کاربری، هدایت مشتری‌ها و نگه داشتن آنها است.
Gube میگوید : “تجربه کاربری بد می‌تواند دلیل ساده‌ای مثل سرعت پایین وبسایت داشته باشد این مورد کاربر را در استفاده و ماندن در وبسایت شما کاملا بی‌میل می‌کند و برعکس، بهبود آن می‌تواند نتایج فوق‌العاده ی را به همراه داشته باشد. برای مثال وبسایت آمازون با کاهش ۰.۱ ثانیه زمان لود شدن وبسایت توانست ۱ درصد افزایش درآمد داشته باشد.
آمازون در سه ماه آخر سال ۲۰۱۶، ۴۳.۷ بیلیون دلار درآمد کسب کرده است. تصور کنید ۱ ثانیه افزایش در زمان لود شدن وبسایت چه اثری روی کسب و کار آمازون می‌گذارد؟ مهم تر از آن، فکر می‌کنید این مورد چه تاثیری روی کسب و کار شما خواهد داشت؟
سعی کنید برای تست سایت خود از چند فرد مختلف با ویژگی‌های رفتاری و اجتماعی متفاوت درخواست کنید تا با سایت شما از طریق موبایل، تبلت و لپ‌تاپ کار کنند و تجربه خودشان را در اختیار شما قرار بدهند مطمئن باشید بازخورد‌های مثبت و منفی بسیاری دریافت می‌کنید که می‌توانند معیار شما برای ایجاد تغییرات در سایت باشند.

۱۱.برای افزایش فروش سایت خدمات، سرویس ها و محصولات‌تان را معرفی کنید نه طراح سایت‌تان را
پیپین ویلیامسون موسس کمپانی Sandhills Development ، شرکتی که در حوزه تولید نرم افزارهای تجارت الکتریک فعال است می‌گوید: “شاید این فقط وبسایت شما نباشد. شاید این محصول شماست. شرکت‌ها زمان و هزینه زیادی را صرف پایین آوردن رنک الکسای وبسایت خود می‌کنند و اغلب فراموش می‌کنند که هنوز نیاز به یک محصول قابل لمس یا سرویس پیشنهادی برای ارائه یک ارزش واقعی به مشتری دارند.

به زبان ساده‌تر گاهی وبسایت‌ها انقدر روی ظاهر و طراحی زیبا و گرافیک‌های مختلف تمرکز می‌کنند که کاربرهایی که در سایت هستند به کلی فراموش می‌کنند برای چه وارد آن سایت شده‌اند و در نهایت به خاطر گردش زیاد در سایت خسته شده و سایت را بدون خرید ترک می‌کنند. یک سایت مطلوب بایستی بتواند در ۵ ثانیه اول کسب‌وکار شما را معرفی کند و خسته کننده نباشد.

افزایش فروش سایت ش

۱۲. برای افزایش فروش سایت مخاطب خود را بشناسید
Jeffrey zeldman موسس استودیو Zeldman  و A List Apart می‌گوید: “شاید هدف شما از طراحی وبسایت‌تان به جای راضی نگه داشتن مشتریان، راضی نگه داشتن هیئت مدیره شرکت بوده است.”
به هیئت مدیره اعتماد نکنید. به پژوهش های انجام شده ، داده ها و آزمون و خطاها اعتماد کنید. به زبان ساده‌تر، قبل از طراحی سایت مخاطب هدف خود را بشناسید و با توجه به ویژگی‌های او طراحی را شروع کنید اگر شما فروشگاه آنلاین لباس کودک دارید باید طراحی سایت مناسب این گروه سنی باشد حتی اگر هیئت مدیره ۲۵ نفره شما که افرادی در رده سنی ۵۰ – ۷۵ هستند بر طراحی سایت با رنگ‌های فاخر تاکید دارند !!

۱۳. برای افزایش فروش سایت اول آن را کاربردی کنید بعد زیبا
Julie Joyce صاحب  Link Fish Media می‌گوید:”صادقانه بگویم کشاندن نگاه‌ها به سمت وبسایت شما راحت است اما، نگه داشتن آنها کار ساده‌ی نیست.”
مسئله اصلی ای که من در این مورد می‌بینم این است که این روزها طراحی، بیشتر از قابلیت کاربری اهمیت پیدا کرده است. من وبسایت‌های زیبای زیادی را دیده‌ام که منحصر به فرد به چشم می‌آیند و گویی می‌شود ساعت‌ها در آنها وقت گذراند، اما من حتی نمی‌توانم صفحه “ارتباط با ما” را در آنها به راحتی پیدا کنم.
به زبان ساده‌تر، سایت مطلوب سایتی هست که همه مواردی که یک کاربر به دنبال آنهاست ( اطلاعات تماس، درباره ما، وبلاگ و مقالات) در خود داشته باشد اما شلوغ و مملو از اطلاعات غیر ضروری نباشد.

۱۴.برای افزایش فروش سایت از متن های مرتبط و پیوسته استفاده کنید
Ian Paget  طراح هویت برند و موسس Logo Geek  می‌گوید: “از آنجا که بخش بصری مغز انسان فعال‌تر است درنتیجه پردازش کلمات کمی زمان‌ برتر از دیدن تصاویر خواهد بود.”
برای استفاده یکپارچه و مداوم کاربر از وبسایت از تکنیک “word-connect” استفاده می‌کنیم تا این جریان یکپارچه قطع نشود برای مثال : اگر یک بنر یا دکمه فراخوان حاوی متن “پیشنهادهای رایگان را دریافت کنید” یا “صفحه خرید را مشاهده کنید” باشد کاربر توقع دارد با کلیک روی آن وارد صفحه مرتبط با همین متن شود اما اگر برای مثال وارد صفحه “تخفیف‌های ویژه” شود، قانون ربط کلمات رعایت نشده و کاربر سردرگم خواهد شد.
توجه کنید که در صفحه اول وبسایت برای تعریف خود و خدمات‌تان از تکنیک گام به گام استفاده کنید اما اگر تعداد اسکرول‌ها زیاد باشد برای کاربر خسته کننده خواهد بود به عبارت خیلی ساده‌تر همه محتوای سایت نباید روی صفحه اول سایت نمایش داده شود.

افزایش فروش سایت ش ق

افزایش فروش سایت ش ق

۱۵. برای افزایش فروش سایت پیامتان را سریعا انتقال دهید
الی گاردنر موسس Unbpunce که احتمالا  تابحال بیشتر از هر  فرد زنده یا مرده‌ای در دنیا صفحات فرود مختلف را رصد کرده است می‌گوید: ” زمانیکه در گوگل در حال جستجوی مطالب مورد نیاز خود هستم ۵ لینک اول را در تب‌های جداگانه باز می‌کنم و بعد شروع به مقایسه می‌کنم اگر صفحه فرود یا صفحه اول سایت شما بلافاصله خدمات شما را برای من بیان نکند، کار تمام است. من صفحه را می‌بندم و شما را برای همیشه از دنیایم پاک خواهم کرد. این مورد روزانه میلیون‌ها بار اتفاق می‌افتد فورا این مورد را بررسی و در صورت نیاز رفع کنید در غیر اینصورت شما بازنده‌اید.

طبق بررسی‌های انجام شده مدت زمانی که هر بازدید کننده برای بار اول صرف مشاهده یک سایت می‌کند ۵-۷ ثانیه است و اگر اطلاعاتی که نیاز دارد را پیدا نکند وبسایت شما را ترک خواهد کرد بنابراین سعی کنید ۵ ثانیه طلایی خودتان را به بهترین شکل بسازید.

۱۶. برای افزایش فروش سایت معیارهای درست را دنبال کنید
تام راس مدیرعامل Design Cuts انجمن طراحان گرافیک می‌گوید :”مردم تمایل دارند روی معیارهای اشتباه مانند ترافیک بالای سایت تمرکز کنند چون این باوری است که همیشه به آنها تزریق شده است.”
چیزی که شما واقعا به آن نیاز دارید یک محصول ارزشمند و لیدهای مناسب است. رهنمودهای گذشته در مورد ترافیک ۱۰۰هزار نفر روزانه را فراموش کنید و به جای آن روی ورود لیدهای با پتانسیل بالا و تبدیل شدن به مشتری بالقوه تمرکز کنید اگر شما تبلیغ قیچی چمن زنی در اینترنت داشته باشید و ۱۰۰ باغبان که قیچی‌های شکسته دارند وارد سایت شما شوند شما مشتری‌ها را به دست آورده‌اید و همین کافی است.

۱۷.برای افزایش فروش سایت کاربران آگاه، فراموش کار و رنج کشیده را هم جذب کنید
درک هالپرن موسس Social Triggers می‌گوید :مشتریانی که آگاه شده‌اند، شما را دوست دارند و به شما اطمینان خواهند داشت. رنج کشیده‌ها کسانی هستند که مشکلی دارند و به دنبال راه حل هستند. فراموش کارها کسانی هستند که حتی نمی‌دانند در حال زجر کشیدن از یک مشکل ثابت هستند.
دلیل اولی که بیشتر وبسایت‌ها در مرحله فروش با وجود اینکه فکر می‌کردند همه چیز را درست انجام داده‌اند شکست می‌خورند، این است که آنها تنها جذب یکی از این سه گروه می‌شوند درصورتیکه باید روی هر سه گروه تمرکز و برنامه ریزی داشته باشند. به زبان ساده‌تر شما بایستی برای هر فردی با هر سابقه قبلی فرصتی برای اعتماد و خرید از خودتان را فراهم کنید.

 

افزایش فروش سایت ش د

۱۸. برای افزایش فروش سایت تمرکز کنید
Preston Lee  موسس Millo می‌گوید:”اولین دلیلی که در شکست وبسایت‌ها در جذب مشتری‌های جدید می‌بینم نبود تمرکز است.”
“وقتی مشتریان بالقوه وارد سایت شما می‌شوند، شما در صدد سوق دادن آنها به سمت اصلی‌ترین هدف خود که اکثرا فروش است هستید بنابراین دعوت از آنها برای عضو خبرنامه شما شدن، دنبال کردن شما در توئیتر و یا خواندن وبلاگتان را برای وقت دیگری بگذارید، اینها همگی اهداف ثانویه هستند. مشتریان شما بایستی تحت الشعاع هدف اولیه شما قرار بگیرند یعنی تبدیل بازدیدکنندگان سایت به مشتریان واقعی.

برای من بارها اتفاق افتاده که مثلا برای خرید یک محصول وارد سایتی می‌شوم اما مورد هجوم انواع پاپ آپ‌ها با پیشنهادات شگفت انگیز می‌شوم که از من برای دانلود رایگان کتاب، عضویت خبرنامه، دریافت کد تخفیف و غیره دعوت می‌کنند تجربه‌ای که در این زمینه دارم همیشه ترک کردن اون سایت بدون خرید بوده است.

 

افزایش فروش سایت ش دبب

۱۹. برای افزایش فروش سایت به ریسپانسیو بودن وبسایت اهمیت دهید

Dann Petty طراح وب و خالق Freelance.TV می‌گوید: “وبسایت شما روی موبایل به خوبی نمایش داده نمی‌شود در حالی که امروزه همه با موبایل کار می‌کنند.”

طراحی ریسپانسیو (Responsive) به معنای نمایش صحیح سایت در دستگاه‌های مختلف با سایز صفحه نمایش مختلف است. جهت بررسی اینکه آیا سایت شما به صورت ریسپانسیو و استاندارد طراحی شده است یا خیر می‌توانید از ابزار Google Mobile-Friendly استفاده کنید. اگر مشکلی وجود داشته باشد می‌توانید گزارشی در مورد خطاها مشاهده کنید.

این روزها که حدود ۶۰-۷۰ درصد ترافیک ورودی سایت‌ها از کاربران موبایل و تبلت است، داشتن سایتی که ریسپانسیو نیست یک ریسک بزرگ برای کسب‌وکارهایی است که به مشتریان وب‌سایت خود وابسته هستند. پس اگر سایت شما ریسپانسیو نیست سریعا با طراح سایت خود تماس بگیرید.

۱۰۱ روش استراتژی بازاریابی که حتماً باید بشناسید

استراتژی بازاریابی

تعریف استراتژی بازاریابی

استراتژی بازاریابی به روشی اشاره دارد که یک شرکت تلاش دارد محصولات و خدمات خود را به مشتریان بالقوه معرفی نماید، در موردشان به مخاطبان آموزش دهد و آنها را تشویق به خرید کند. یک استراتژی بازاریابی می‌تواند کاملاً خلاقانه باشد یا آنکه یک استراتژی باشد که قبلاً امتحانش را پس داده است. توجه داشته باشید که استراتژی بازاریابی باید بر اساس نیازها، اهداف، بازار هدف و ویژگی‌های محصول یا خدمات یک کسب و کار شکل بگیرد و مختص آن تجارت به خصوص است. با این حال، دسته‌بندی‌های مختلفی برای این استراتژی‌ها وجود دارد.

نحوه تشخیص استراتژی بازاریابی مناسب

در اکثر مواقع، شکست یا موفقیت یک شرکت را می‌توان نتیجه مستقیم استراتژی بازاریابی آنها و میزان تاثیرگذاری آن دانست. بنابراین، انتخاب یک استراتژی بازاریابی درست که با نیازهای شرکت شما همخوانی دارد، بسیار مهم است. برای این منظور لازم است مراحل زیر را طی کنید:

  1. در مورد مخاطبان خود تصمیم بگیرید. اولین قدم برای توسعه یک استراتژی بازاریابی درست، شناخت مخاطبان است. آیا آنها افراد بین ۱۰ تا ۲۰ سال هستند که به بازی‌های ویدئویی علاقه دارند؟ طرفداران فوتبال هستند؟ یا …
  2. یک پروفایل فرآیند روانشناسی بسازید. در درجه دوم، شما باید یک فرآیند روانی فرضی بسازید که حدس می‌زنید مشتریتان در نتیجه تلاش‌های بازاریابی شما طی خواهد کرد. در مورد روانشناسی مصرف‌کننده می‌توانید در مطالب دیگر ما بیشتر بخوانید.
  3. یک نوع استراتژی بازاریابی را انتخاب کنید. با توجه به شناخت خود از مخاطبان و فرآیندی که می‌خواهید آنها طی کنند، یک استراتژی بازاریابی انتخاب کنید که به نظرتان بیشترین تاثیر ممکن را خواهد داشت.
  4. تلاشهای خود را اندازه بگیرید. با اطلاعاتی که از طریق متودهای بازاریابی شما به دست آمده است، ارزیابی کنید که آیا حدس‌هایتان در مورد نتیجه بازاریابی درست بوده است و بر اساس این آمار، تصمیم‌گیری درست را انجام دهید.

همه ما در طول روز تبلیغات مزاحم بسیاری را از طریق پیامک، ایمیل و … دریافت می‌کنیم. این تبلیغات انقدر زیاد شده‌اند که دیگر نه تنها آنها را بررسی نمی‌کنیم، بلکه نسبت به شرکت‌های تبلیغ‌دهنده کمی حالت تدافعی پیدا می‌کنیم. راه‌حل چیست؟ بازاریابی اجازه‌ای! کافی است از مشتریان خود برای تبلیغ کردن اجازه بگیرید. به همین سادگی!

بازاریابی وقفه‌ای

این استراتژی در مقابل مارکتینگ اجازه‌ای تعریف شده است و زمانی است که شما در فعالیت فعلی مخاطب وقفه ایجاد می‌کنید، تا برای او تبلیغ کنید. برای مثال، یک تبلیغ تلویزیونی از این دست تبلیغات محسوب می‌شود.

 بازاریابی انگیزه دار

انگلیسی: Cause Marketing

یک انگیزه خیرخواهانه پیدا کنید که هم برای شرکت شما و هم مخاطبان مهم باشد. سپس از جادوی آن برای جذب مشتریان بیشتر استفاده کنید. البته، برای این منظور باید شرکت خود را به خوبی بشناسید و بدانید که هدفتان کمک به چه کسانی است. توجه داشته باشید که بازاریابی انگیزه دار می‌تواند به صورت همکاری با یک موسسه خیریه انجام شده و در راستای کمک به هدف آنها تلاش کند. این نوع بازاریابی می‌تواند یک رابطه مستحکم بین شما و مشتریانتان ایجاد نماید.

بازاریابی محدوده نزدیک

انگلیسی: Close Range Marketing

از وای‌فای یا بلوتوث استفاده کنید تا پیام‌های تبلیغاتی محصولات و خدمات خود را به گوشی و تبلت مشتریانی که در نزدیکی مغازه شما هستند، بفرستید. بازاریابی محدوده نزدیک به عنوان بازاریابی مجاورت (Proximity Marketing) هم شناخته می‌شود. به این فکر کنید که یک مشتری شما، وقتی از طریق بلوتوث یک پیشنهاد ویژه دریافت می‌کند که می‌تواند همان لحظه از آن استفاده کند، چقدر خوشحال می‌شود.

بازاریابی رابطه‌ای

انگلیسی: Relationship Marketing

بسیاری از شرکت‌ها هستند که تمرکز خود را بر روی ایجاد یک رابطه طولانی‌مدت با مشتری گذاشته‌اند و فقط برای فروش یک محصول به آنها تلاش نمی‌کنند (که خودش می‌شود بازاریابی تراکنشی). به شخصه، با این روش بازاریابی بسیار موافق هستم. اما چرا این روش موفق است؟ چون مشتریانی که برند شما را دوست داشته باشند، نه تنها پول بیشتری را برای محصولات و خدمات شما خرج می‌کنند، بلکه شما را به دوستان و آشنایان خود هم معرفی می‌کنند. برای اینکه به قدرت بازاریابی رابطه‌ای پی ببرید، باید به شما بگویم که طبق آمار، ۸۰% فروش یک برند به ۲۰% مشتریان وفادارش است.

 بازاریابی دهان به دهان

انگلیسی: Word of Mouth Marketing

مفهوم بازاریابی دهان به دهان از اسم آن به خوبی مشخص است. مردم با هم حرف می‌زنند و اطلاعات، از شخصی به شخص دیگر منتقل می‌شود. طبیعتاً آنها دوست دارند در مورد برندهایی که واقعاً دوست دارند، به دوستان و آشنایان خود بگویند. بازاریابی دهان به دهان یکی از قدیمی‌ترین روش‌هایی است که از طریق آن مردم می‌فهمند که چه محصول یا خدماتی خوب است. و بدون شک، بازاریابان مدرن هم باید روش‌هایی را پیدا کنند تا مشتریان در مورد آنها حرف بزنند.

بازاریابی سر و صدا

انگلیسی: Buzz Marketing

بازاریابی سر و صدا دار زمانی اتفاق می‌افتد که شما با انجام یک کار غیر منتظره سعی می‌کنید توجه مخاطبان را بدست آورید و به اصطلاح سر و صدا به پا کنید.

بازاریابی ویروسی

انگلیسی: Viral Marketing

مطمئن هستم که شما هم تا به حال تبلیغات جالب بسیاری را در اینترنت، روی گوشی دوستان خود و … تماشا کرده‌اید. این تبلیغات آنقدر جذاب هستند که درست مثل ویروس بین آدم‌ها پخش می‌شوند و همه آنها را با دوستان خود به اشتراک می‌گذارند. زمانی که شما هم بتوانید تبلیغاتی این چنینی بسازید، وارد جهان بازاریابی ویروسی شده‌اید. (همانطور که احتمالاً حدس زدید، بازاریابی ویروسی ارتباط تنگاتنگی با شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های ویدئویی دارد.)

بازاریابی عملکردی

انگلیسی: Performance Marketing

تاکید این روش مارکتینگ، بر روی نتیجه است. هر تکنیک چقدر موثر بوده است؟ چند سر نخ فروش به وجود آمده است؟ از این سر نخ‌ها، چند نفر به مشتری تبدیل شده‌اند؟ اینها سوالاتی هستند که این نوع مارکتینگ از ما می‌پرسد و تا زمانی که نتوانیم آنها را به درستی اندازه‌گیری کنیم، مهر تائید بر روش‌های ما نخواهد زد. به لطف ابزارهای تحلیلگر آنلاین، امروزه این روش بازاریابی را به خوبی می‌توان پیاده‌سازی کرد.

بازاریابی CTA یا فراخوان عمل + بازاریابی نرخ تبدیل

نگلیسی: Call to Action Marketing یا CTA Marketing

بازاریابی فراخوان عمل به روش‌هایی اشاره دارد که برای تبدیل کردن ترافیک اینترنتی به سرنخ فروش یا مشتری به کار گرفته می‌شود. این کار می‌تواند توسط متن، گرافیک یا دیگر المان‌های طراحی وب‌سایت صورت بگیرد که مشتری را به انجام کاری دعوت می‌کنند (و فراخوان به عمل هستند). این استراتژی‌ها می‌توانند در افزایش نرخ تبدیل بازدیدکنندگان آنلاینی به مشتری، عضویت آنها در خبرنامه یا … تاثیر بسزایی داشته باشند. و البته، با مشخص شدن فراخوان‌های عمل (یا خواسته‌هایی که شما از مشتری دارید) به خوبی می‌توان نرخ تبدیل را اندازه گرفت و بر حسب عملکرد، بازاریابی خود را به پیش راند.

 بازاریابی مخفیانه

انگلیسی: Stealth Marketing

ما همه در مقابل تبلیغات، کمی حالت تدافعی به خودمان می‌گیریم و پیام آنها را به سختی قبول می‌کنیم. بازاریابی مخفیانه یک راه‌حل برای این مساله است. در این روش بازاریابی، شما محصولات و خدمات خود را به نحوی به مصرف‌کنندگان معرفی می‌کنید که از نظر آنها تبلیغ نباشد. برای مثال، استفاده از گوشی موبایل یک برند در یک سریال تلویزیونی به صورت غیر محسوس می‌تواند یک نوع بازاریابی مخفیانه محسوب شود.

بازاریابی نهانی

انگلیسی: Undercover Marketing

بازاریابی نهانی یک زیرمجموعه برای استراتژی بازاریابی مخفیانه به حساب می‌آید. در این روش، افرادی به صورت حضوری محصول یا خدمات شما را به مخاطبان معرفی می‌کنند، بدون اینکه مشخص شود که آنها قصد بازاریابی دارند.

بازاریابی روابط عمومی

انگلیسی: Public Relations Marketing

روابط عمومی یکی از مهمترین استراتژی‌های بازاریابی است. بسیاری از بازاریابان موفق از رسانه‌ها برای ایجاد آگاهی در مورد محصولات و خدمات خود و مزایای آنها استفاده می‌کنند. به علاوه، زمانی هم که مشکلی پیش بیاید، داشتن یک استراتژی خوب روابط عمومی واقعاً حیاتی است. زمانی که موسس اپل یعنی استیو جابز زنده بود، این شرکت برای معرفی هر محصول جدید، یک کنفرانس بزرگ برگزار می‌کرد و مدیران جدید اپل هم این سنت را ادامه داده‌اند.

بازاریابی تدافعی

انگلیسی: Defensive Marketing

هر بازاری، یک پیشرو دارد. یک پیشرو که سهم بیشتری از این بازار را از آن خود کرده است. اما چنین کسب و کاری، همیشه توسط رقیبان خود تهدید می‌شود و باید تلاش کند تا سهم خود را از بازار حفظ کند. به راهکارهای چنین کسب و کاری برای حفظ جایگاهش، بازاریابی تدافعی گفته می‌شود.

بازاریابی تهاجمی

انگلیسی: Offensive Marketing

در مقابل بازاریابی تدافعی، بازاریابی تهاجمی وجود دارد. شما به طور جدی شروع به حمله به نقاط ضعف رقبای خود می‌کنید و بر روی نقاط قوت خود تاکید می‌کنید. حال دیگر تصمیم شماست که ببینید حمله بهترین دفاع است، یا دفاع بهترین حمله.

 بازاریابی دیجیتال

انگلیسی: Digital Marketing

هر روشی را که از تکنیک‌های سنتی بازاریابی فاصله بگیرد و از ابزارهای دیجیتال (گوشی، تبلت، کامپیوتر، اینترنت و …) برای تبلیغات یک کسب و کار استفاده کند، به نام بازاریابی دیجیتال می‌شناسیم.

بازاریابی آنلاین یا وب

انگلیسی: Online Marketing یا Web Marketing

وقتی که تجارت راه خود را به اینترنت یافت، یک نوع جدید از بازاریابی نیز به وجود آمد. بازاریابان آنلاین تا به امروز تمام راهکارهای تبلیغاتی ممکن را، از بنرهای تبلیغاتی و پاپ آپ های (Pop Up) مزاحم گرفته تا تبلیغات تلگرام و ایمیلی، به کار گرفته‌اند تا توجه مشتریان خود را جلب کنند. اکثر استراتژی‌های بازاریابی آنلاین امروزی، ترکیبی از استراتژی‌های رشد هک وار و چند روش تبلیغاتی مختلف برای جلب توجه هستند.

بازاریابی آفلاین

انگلیسی: Offline Marketing

وقتی که اینترنت جایگاه خود را در جهان تثبیت کرد، دو دسته مختلف بازاریابی آنلاین و بازاریابی آفلاین پدید آمدند. بسیاری از شرکت‌ها هم تلاش کردند بازاریابی آفلاین خود را (که شامل تمام روش‌های قدیمی بازاریابی می‌شد) با بازاریابی آنلاین و تکنولوژی‌های روز دنیا ادغام کنند. یک نمونه خوب از این موضوع، دستگاه خوشحالی کوکاکولا است که توانست به بهترین نحو، این دو نوع بازاریابی را ترکیب نماید. برای دیدن ویدئوی مربوطه، به سراغ بخش بازاریابی چریکی بروید.

 بازاریابی ایمیلی

انگلیسی: Email Marketing

ایمیل از همان ابتدای ظهور اینترنت وجود داشت و خیلی زود توانست به یک ابزار ارتباطی پرطرفدار تبدیل شود. و هر جا که مردم بروند، کسب و کارها هم می‌روند. این شد که بازاریابان شروع به جمع‌آوری ایمیل مشتریان بالقوه و ارسال تبلیغات به آنها کردند. بسیاری از کسب و کارهای تجارت-به-تجارت، از ایمیل به عنوان یکی از اصلی‌ترین راه‌ها برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می‌کنند. شما می‌توانید ایمیل‌های خود را به صورت انبوه به بانک‌های ایمیل از پیش جمع‌آوری شده بفرستید یا آنکه شروع به جمع‌آوری اعضا برای اشتراک ایمیلی خود کنید.

بازاریابی پیامکی

انگلیسی: SMS Marketing

در بازاریابی پیامکی، هدف شما این است که با ارسال پیامک با مخاطبان در ارتباط باشید و آنها را به خرید بیشتر تشویق کنید. این روش بازاریابی، در صورتی که درست اجرا شود، می‌تواند تاثیری فوق‌العاده روی درآمد شما داشته باشد. همچنین بد نیست بدانید که همچون بازاریابی ایمیلی، پیامک نیز می‌تواند به صورت انبوه یا اشتراکی ارسال شود.

بازاریابی سنتی

انگلیسی: Traditional Marketing

استفاده از روش‌های سنتی برای بازاریابی یک محصول یا سرویس را بازاریابی سنتی می‌نامیم. این می‌تواند شامل استفاده از ابزارهای مختلفی مثل تلویزیون، رادیو، بازاریابی کاغذی و … بشود.

بازاریابی کاغذی

انگلیسی: Print Marketing

وقتی که از تبلیغات کاغذی همچون بروشور، تراکت، کاتالوگ و … برای تبلیغات خود استفاده می‌کنیم، به استراتژی شما بازاریابی کاغذی گفته می‌شود.

بازاریابی بشارتی

انگلیسی: Evangelism Marketing

بازاریابی بشارتی یک مدل پیشرفته از بازاریابی دهان به دهان است و هدف آن فقط یک چیز است: مشتریانی پیدا کنید که دیوانه‌وار برند شما را دوست دارند. آنها بدون هیچ هزینه‌ای، برند و محصولات شما را تبلیغ خواهند کرد و آن را به نحوی به دیگران معرفی می‌کنند که گویی بخشی از هویّت خود آنهاست. من شخصاً بارها علاقه خود به کوکاکولا را با دوستانم به اشتراک گذاشته‌ام.

بازاریابی تراکنشی

انگلیسی: Transactional Marketing

بالا نگه داشتن فروش می‌تواند کار سختی باشد و نیازمند روش‌های مختلف برای تشویق مشتریان به خرید. برای این منظور، فروشندگان معمولاً از تکنیک‌هایی همچون ارائه کوپون تخفیف و برگزاری رویدادهای فروش استفاده می‌کنند. برای مثال، همین دیجی‌کالای خودمان را در نظر بگیرید. این فروشگاه اینترنتی، همیشه پیشنهادهای ویژه‌ای دارد که هدف آنها بدست آوردن مشتریان بیشتر است.

بازاریابی کمیابی

انگلیسی: Scarcity Marketing

گاهی مواقع، مهم است که میزان موجود بودن یک محصول را در بازار کنترل کنید. این موضوع وقتی با کیفیت عالی یک محصول یا سرویس ترکیب شود، می‌تواند تاثیر بسزایی داشته باشد. یک نمونه خوب از این موضوع، شرکت رولز رویس بود که تمامی تولید نسخه چینی ماشین خود به نام فانتوم را به سرعت فروخت. آن هم وقتی که قیمت این ماشین از بسیاری ماشین‌های همرده بیشتر بود. بله، تعداد کم ساخته شده از این ماشین، هم قیمت بالاتر آن را توجیه می‌کرد و هم میل به خرید را در مصرف‌کنندگان به وجود می‌آورد.

بازاریابی مکاتبه‌ای

انگلیسی: Direct Marketing

به معنای یک مکاتبه مستقیم با مشتریان و سرنخ‌های فروش از طریق نامه، ایمیل، پیامک و دیگر روش‌های ارتباطی است.

بازاریابی جنس رایگان

انگلیسی: Freebie Marketing

چیزی را رایگان به مشتریان ارائه دهید یا محصولات و خدمات خود را ارزان به مشتریان ارائه دهید تا فروش سایر محصولات و خدمات خود را افزایش دهید.

بازاریابی خبرنامه‌ای

انگلیسی: Newsletter Marketing

یک راه عالی برای تبلیغ یک تجارت این است که یک خبرنامه ایجاد کنید تا بتوانید اطلاعات مفید و جدیدترین اخبار برند خود را در اختیار مخاطبان و مشتریان قرار دهید. بازاریابی خبرنامه‌ای یا اشتراکی در جهان مدرن به دو روش انجام می‌شود: بازاریابی ایمیلی و پیامکی. شما می‌توانید با استفاده از هر یک از این دو ابزار ارتباطی، جدیدترین پیشنهادات تجارت خود را به مشتریان بفرستید. بسیاری از کسب و کارهای جهانی و ایرانی از این روش توانسته‌اند به فروش بسیار بالایی دست پیدا کنند.

بازاریابی گوناگونی

انگلیسی: Diversity Marketing

زمانی که شما مشتریان خود را بر اساس سلایق، انتظارات، باورها، جهان‌بینی و نیازهایشان دسته‌بندی کنید و یک برنامه بازاریابی اختصاصی برای هر یک بریزید، کل کار شما به نام بازاریابی گوناگونی شناخته می‌شود.

بازاریابی مقاله‌ای

انگلیسی: Article Marketing

در صنعت‌هایی که مهارت بسیار ارزش دارد، مقالات می‌توانند ابزاری قدرتمند برای به نمایش گذاشتن دانش و تخصص شما باشند. برخی از اختراعات و محصولات هستند که به دلیل تخصصی بودن به این نوع بازاریابی نیاز دارند. یعنی شما باید اطلاعات فنی آنها را با استفاده از مقاله به مشتریان ارائه دهید.

استراتژی بازاریابی سئو

بازاریابی رویدادی

انگلیسی: Event Marketing

حضور در یک رویداد، راهی عالی برای افزایش فروش است. مشتریان معمولاً در یک رویداد دارای روحیه خوبی هستند و شانس خرید آنها زیاد است. پس بد نیست که وقتی آنها به یک کنسرت، نمایشگاه یا مسابقه فوتبال رفته‌اند، خود را به آنها معرفی کنید و حتی یک نمونه از محصول خود را به طور رایگان در اختیارشان قرار دهید.

بازاریابی نمایشگاهی

انگلیسی: Tradeshow Marketing

بسیاری از محصولات هستند که حتماً باید قبل از خرید تست شوند. برای مثال یک خودرو را در نظر بگیرید. آیا وقتی بخواهید پول زیادی بابت یک خودرو بدهید، به دنبال این نیستید که قبل از خرید خیلی خوب در مورد آن تحقیق کنید و حتی آن را تست کنید؟ نمایشگاه‌ها تمام فعالان یک صنعت را در کنار هم جمع می‌کنند تا بتوانند محصولات خود را به مشتریان معرفی کنند و شانس تست آنها را در اختیارشان بگذارند.

بازاریابی فصلی

انگلیسی: Seasonal Marketing

رویدادهای فصلی یک راه عالی برای پیدا کردن مشتریان جدید هستند. حال این رویدادها می‌توانند از هر جنسی باشند. مثلاً به ولنتاین فکر کنید. یک فرصت فروش عالی برای بسیاری از شرکت‌ها. وقتی که برند خود را با رویدادهای فصلی مهم از زندگی مشتریان وفق بدهید، می توانید ربط بیشتری به زندگی آنها پیدا کنید.

بازاریابی جستجو

انگلیسی: Search Marketing

امروزه دیگر وقتی سوالی دارید، لزوماً آن را از دوستان خود نمی‌پرسید. بلکه اکثراً مستقیم به سراغ گوگل می‌روید و سوال خود را در آن جستجو می‌کنید. گوگل واقعاً در پاسخ دادن به سوالات میلیون‌ها آدمی که در روز از این ابزار استفاده می‌کنند، عالی است و آنها را به سایت درست هدایت می‌کند. در واقع، بیش از چند میلیارد جستجو در روز توسط گوگل انجام می‌شود. با این حساب، واقعاً لازم نیست که یک نابغه باشید تا اهمیّت بازاریابی جستجو را بفهمید.

گوگل به عنوان بزرگترین موتور جستجوگر جهان، به تنهایی و ظرف کمی بیشتر از یک دهه، چهره بازاریابی را به کل تغییر داده است و به هزاران و شاید صدها هزار کسب و کار مختلف کمک کرده تا تجارت آنلاین خود را رشد دهند. اما چگونه؟ روش اول این است که گوگل شما را در نتایج طبیعی یک جستجو نمایش دهد که نیازمند سئو یا بهینه سازی سایت برای کسب اعتبار نزد گوگل است. روش دوم هم تبلیغات گوگل است.

بازاریابی نیش

انگلیسی: Niche Marketing

منظور از نیش (Niche) یک بازار کوچک درون یک بازار اصلی است. وقتی که شما در یک بازار کار شلوغ فعالیت می‌کنید، شناسایی یک بازار کوچک خوب و تمرکز بر روی آن می‌تواند تبدیل به یک راهکار عالی برای موفقیت و شانس رقابت باشد. مثلاً تجارت کفش را در نظر بگیرید. تقاضا برای کفش، در دنیا زیاد است و بسیاری از شرکت‌ها در این بازار هستند که به نیازهای کلی مشتریان پاسخ می‌دهند. بنابراین این بازار ممکن است شلوغ به نظر برسد. اما همچنان یک کسب و کار می‌تواند یک بازار کوچکتر را در بازار اصلی یعنی کفش هدف قرار دهد.

برای مثال، شرکت Vans را در نظر بگیرید که با هدفگیری بازار کفش اسکیت توانست به موفقیت بسیار بالایی برسد. خوبی فعالیت در بازار نیش این است که شما می‌توانید با تمرکز بیشتری کار کنید و در نتیجه محصولات و خدماتی با کیفیت عالی ارائه دهید.

بازاریابی قطره‌ای

انگلیسی: Drip Marketing

بازاریابی چکه‌کنان یک استراتژی ارتباطی است که یک مجموعه از قبل نوشته شده از پیام‌ها را به مرور زمان برای مشتریان یا سرنخ‌های فروش می‌فرستد یا بهتر است بگویم به سمت آنها می‌چکاند. این پیام‌ها معمولاً به وسیله بازاریابی ایمیلی ارسال می‌شوند، اما از دیگر رسانه‌های تبلیغاتی نیز می‌توانند استفاده کنند.

بازاریابی مجمعی

انگلیسی: Community Marketing

مجمع یا community به گروهی از آدم‌ها اطلاق می‌شود که با هدف مشخصی دور هم جمع شده‌اند و یک جامعه کوچک را تشکیل داده‌اند. شما می‌توانید با این جامعه کوچک یک مکالمه مداوم داشته باشید و در مورد نیازها و خواسته‌های آنها صحبت کنید. در مقایسه با روش‌های بازاریابی توده‌ای یا تمرکز برای فروش، بازاریابی مجمعی می‌تواند به وفاداری بیشتری در مشتریان منجر شود و درگیری بیشتری را میان آنها و برند شما ایجاد کند. به علاوه، در نهایت نیز می‌تواند به بازاریابی دهان به دهان منجر شود.

بازاریابی بین رسانه‌ای

انگلیسی: cross-media marketing

تعریف این بازاریابی ساده است. به مشتریان خود از طریق چندین کانال مختلف (مثلاً ایمیل، نامه، وب‌سایت و تبلیغات آنلاین) اطلاعات بدهید و به این ترتیب، از چند طریق آنها را مخاطب بازاریابی خود کنید.

بازاریابی موبایل

انگلیسی: Mobile Marketing

بازاریابی با موبایل یا از طریق موبایل را بازاریابی موبایل می‌نامند. برتری بازاریابی موبایلی نسبت به سایر روش‌های بازاریابی این است که شما می‌توانید مشتری را در مکان و زمان درست هدف قرار دهید و حتی با کمی صرف وقت، اطلاعات شخصی او را بدست آورید و پیام‌های خود را شخصی‌سازی کنید.

بازاریابی شبکه‌های اجتماعی

انگلیسی: Social Media Marketing

شبکه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام، فیسبوک و حتی تلگرام (که کم کم تبدیل به یک شبکه اجتماعی شده است)، یک فرصت استثنایی در اختیار کسب و کارهایی می‌گذارند که قصد دارند با مشتریان خود بیشتر درگیر شوند و حتی مشتریان جدیدی را کسب کنند. یک شبکه اجتماعی، همانطور که از اسمش مشخص است، به شما یک فرصت عالی می‌دهد تا بتوانید به صورت شبکه‌ای با آدم‌ها در ارتباط باشید و از طریق ارتباط‌های خود، ارتباط‌های جدیدی را ایجاد کنید.

بازاریابی پروموشنال

انگلیسی: Promotional Marketing

بازاریابی پروموشنال یک استراتژی بازاریابی است که هدف از آن، دادن انگیزه لازم به مشتری برای تصمیم خرید است. بازاریابی پروموشنال یک تکنیک است که شامل استفاده از مشوق‌های مختلف برای خرید می‌شود که از جمله آنها می‌توان به ارائه نمونه محصول، ارائه کوپون تخفیف و برگزاری مسابقه اشاره کرد.

استراتژی بازاریابی سئو سایت

بازاریابی معکوس

انگلیسی: Reverse Marketing

در بازاریابی معکوس، ایده این است که کاری کنید مشتری به دنبال کسب و کار شما باشد، به جای آنکه بازاریاب به دنبال مشتری. معمولاً، این اتفاق با ارائه اطلاعات مفید به مشتریان انجام می‌شود، بدون آنکه از آنها درخواستی برای خرید کنید.

 بازاریابی نمونه رایگان

انگلیسی: Free Sample Marketing

بر خلاف بازاریابی جنس رایگان، قصد این بازاریابی این نیست که با ارائه یک جنس رایگان، شانس فروخته شدن یک جنس دیگر را بیشتر کند. بلکه ارائه یک نمونه رایگان از همان جنس اصلی است تا مشتری رغبت بیشتری به خرید نشان دهد.

بازاریابی مکاتبه مستقیم

انگلیسی: Direct Mail Marketing

همه ما پیام‌های تبلیغاتی دریافت می‌کنیم. این پیام‌ها می‌توانند از طریق ایمیل، بروشور، نامه‌های تبلیغاتی، وب‌سایت‌های تعاملی و … به ما منتقل شوند. بازاریابی مکاتبه مستقیم، تمرکز را بر روی مشتری، داده‌ها و مسئولیت‌پذیری می‌گذارد. این نوع بازاریابی مشتری را مستقیماً هدف قرار می‌دهد، درخواستی مشخص از او دارد و به دنبال روش‌های تماسی قابل اندازه‌گیری است.

بازاریابی پایگاه داده

انگلیسی: Database Marketing

بازاریابی پایگاه داده یک شکل از بازاریابی مستقیم است که از داده‌ها و اطلاعات مربوط به مصرف‌کنندگان یا مشتریان بالقوه استفاده می‌کند تا پیام‌هایی شخصی‌سازی شده ایجاد کند و بدین‌وسیله محصولات و خدمات یک برند را تبلیغ کند. در این نوع بازاریابی نیز، رسانه شما هر ابزار ارتباطی است که اجازه ارتباط مستقیم با مشتری را بدهد. اما تفاوت آن با بازاریابی مستقیم و مکاتبه مستقیم این است که در اینجا تاکید بسیار زیادی بر روی استفاده از تکنیک‌های آماری برای توسعه مدل‌های رفتاری مشتریان که به هدفگیری بهتر کمک می‌کنند و همینطور شخصی‌سازی پیام وجود دارد.

بازاریابی پاسخ طلب

انگلیسی: Reply Marketing

در روش‌های سنتی بازاریابی، اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه کار سختی است. چون هیچوقت نمی‌شود به درستی مشخص کرد که مشتری از چه طریقی با شما آشنا شده است. اما روش‌های مدرن به شما راهکارهایی را برای ارزیابی درست تبلیغات ارائه می‌دهند. این می‌تواند از اندازه‌گیری نرخ کلیک، تا تعیین کردن یک کوپون تخفیف برای مخاطبان یک تبلیغ را شامل شود. این روش‌های بازاریابی که از مشتری یک درخواست مشخص دارند، نه تنها به شما در شناسایی تاثیر یک روش تبلیغاتی کمک می‌کنند، که می‌توانند هزینه تبلیغات را کاهش و بازدهی را افزایش دهند.

بازاریابی مجدد

گاهی یک مشتری بالقوه با تجارت شما آشنا می‌شود، اما خرید انجام نمی‌دهد. در این مواقع، اگر راهی پیدا کنید تا او را دوباره هدف بازاریابی خود قرار دهید، شانس فروش بالایی خواهید داشت. هر چند استراتژی بازاریابی مجدد قبل از ظهور اینترنت نیز وجود داشت، اما با وجود امکانات بی‌نظیر تبلیغات آنلاین، بیش از پیش ساده و در نتیجه محبوب شده است.

بازاریابی ارجاعی

انگلیسی: Referral Marketing

این روش بسیار به تکنیک بازاریابی دهان به دهان نزدیک است. همانند آن تکنیک، در بازاریابی ارجاعی نیز هدف شما این است که کاری کنید مشتری شما را به دوستان و آشنایان خود پیشنهاد دهد. تنها تفاوت آن است که شما برای این منظور از یک مشوق استفاده می‌‌کنید. مثلاً در ازای هر مشتری جدید که معرفی می‌شود، به مشتری فعلی خود یک هدیه کوچک می‌دهید.

بازاریابی یک به یک

انگلیسی: One-to-One Marketing

در بازاریابی یک به یک، شما یک رابطه مستقیم با مشتری خود شکل می‌دهید، خواسته‌ها و نیازهای او را دقیقاً می‌شناسید و بر این اساس، پیشنهادهای خود را ارائه می‌دهید. هدف از این روش، نگهداری مشتری و نه جذب اوست. بازاریابی یک به یک با دو روش ممکن است: شخصی‌سازی و تغییرپذیری.

بازاریابی شخصی‌سازی شده

انگلیسی: Personalized Marketing

بازاریابی شخصی سازی شده (که به نام بازاریابی یک به یک یا شخصی‌سازی هم شناخته می‌شود) یک روش افراطی برای متفاوت‌سازی یک محصول است. در متفاوت‌سازی محصول، هدف شما این است که محصول خود را از رقبا متمایز کنید. در حالی که شخصی‌سازی به دنبال ایجاد یک محصول منحصربفرد برای هر مشتری است.

بازاریابی حساب محور

انگلیسی: Account-Based Marketing

خب، مطمئناً ترجیح شما این است که به جای ۱۰۰۰ مشتری کوچک، با یک مشتری بزرگ سر و کار داشته باشید. این دقیقاً فکری است که پشت بازاریابی حساب محور است. در این نوع بازاریابی، شما یک کسب و کار بزرگ را هدف قرار می‌دهید و پیشنهاد خود را با توجه به نیازها، خواسته‌ها و اهداف این کسب و کار، شخصی‌سازی می‌کنید.

بازاریابی تحلیلی

انگلیسی: Analytical Marketing

جمع‌آوری آمار و اطلاعات می‌تواند به شما در تصمیم‌گیری درست و رشد کسب و کارتان کمک شایانی کند. این کار به خصوص در فضای آنلاین که ابزارهای تحلیلگر بسیاری وجود دارند و تبلیغات با ارائه گزارش انجام می‌شوند، نه تنها بسیار ساده‌تر، بلکه می‌توان گفت ضروری است. به این نوع بازاریابی که همراه با تحلیل دقیق اطلاعات انجام می شود، بازاریابی تحلیلی گفته می‌شود.

بازاریابی رفتاری

انگلیسی: Behavioral Marketing

بازاریابی رفتاری از اطلاعات رفتاری مخاطبان استفاده می‌کند تا بتواند آنها را به درستی هدفگیری کند و تبلیغات مرتبطی را به آنها نشان دهد. تا به حال شده تبلیغی در اینترنت توجه شما را جلب کند که بسیار با جستجوها و فعالیت‌های قبلی شما در اینترنت مرتبط باشد؟ بله، این تبلیغ دقیقاً بر اساس بررسی رفتارهای قبلی شما برایتان نمایش داده می‌شود.

بازاریابی برند

انگلیسی: Brand Marketing

مشتری تصمیم به خرید یک محصول گرفته و باید از بین چند کسب و کار یکی را برای خرید خود انتخاب کند، اما وقت کافی برای تحقیق درست ندارد. در این گونه مواقع، او به کسب و کاری اعتماد خواهد کرد که خودش را به عنوان یک برند معتبر مطرح ساخته است. تمام فعالیت‌های شما در راستای این برندسازی به عنوان بازاریابی برند شناخته می‌شود.

بازاریابی خشت و گِل

انگلیسی: Brick & Mortar Marketing

تجارت‌های خشت و گل آن تجارت‌هایی هستند که به صورت فیزیکی وجود دارند و از این طریق کسب درآمد می‌کنند. برای مثال، یک مغازه. بازاریابی چنین کسب و کاری نیاز به راهکارهای ویژه‌ای دارد. به این راهکارها بازاریابی خشت و گل گفته می‌شود.

استراتژی بازاریابی سبز

انگلیسی: Green Marketing

هر چند تعاریف مختلفی برای بازاریابی سبز وجود دارد، اما در همه این تعاریف یک ویژگی ثابت است. بازاریابی سبز هر فعالیتی است که همزمان با بازاریابی محصولات و خدمات یک شرکت، به صورت جدی به مسائل حفظ محیط زیست نیز می‌پردازد.

استراتژی بازاریابی مرکز تماس

انگلیسی: Call Center Marketing

بعد از ملاقات حضوری، نزدیک‌ترین ارتباطی که یک کسب و کار با مشتریان خود دارد، از طریق تماس تلفنی است. حال اگر شما بخواهید از تکنیک‌های بازاریابی مختلف (مثلاً ارائه تخفیف بابت معرفی مشتری) از این طریق استفاده کنید، روش بازاریابی شما به اسم مرکز تماس شناخته می‌شود. که یعنی تیم تلفنی شما دیگر فقط به پشتیبانی و فروش کار ندارد و وارد بحث بازاریابی هم خواهد شد.

استراتژی بازاریابی دانشگاهی

انگلیسی: Campus Marketing

همانطور که از نامش پیداست، هدف این نوع بازاریابی این است که نیازها و خواسته‌های دانشجویان را شناسایی کند و با استفاده از کمپین‌های تبلیغاتی، رویدادهای مختلف و … تلاش کند آنها را تبدیل به مشتریان یک کسب و کار نماید. برای مثال، یک کافی‌‌شاپ را در نظر بگیرید. چنین کسب و کاری قطعاً نیاز دارد تا قشر دانشجو را به سمت خود جذب کند و برای این منظور، باید راهکارهای مناسبی را اتخاذ کند.

استراتژی بازاریابی کاتالوگی

انگلیسی: Catalog Marketing

کاتالوگ‌ها مدت‌هاست که به عنوان یک راهکار عالی برای معرفی محصولات و خدمات به مشتریان مورد استفاده قرار می‌گیرند. امروزه هم که با حضور اینترنت، امکان ارائه کاتالوگ به صورت آنلاین به وجود آمده است و راهی برای استفاده بیشتر از این روش باز شده است. این روش بازاریابی را به عنوان بازاریابی کاتالوگی می‌شناسند.

استراتژی بازاریابی محلی

انگلیسی: Local Marketing

بله! واضح است: بازاریابی محلی یعنی مناطق اطراف یک مغازه یا رستوران یا … را هدف قرار دهید. اما چیزی که شاید برایتان جالب باشد این است که امروزه، بازاریابی محلی دیگر لزوماً به صورت سنتی انجام نمی‌شود و می‌توان با استفاده از روش‌های آنلاین (و به خصوص از طریق گوشی تلفن و تبلت) نیز مشتریان را هدف قرار داد.

استراتژی بازاریابی چریکی

انگلیسی: Guerrilla Marketing

بازاریابی چریکی یا همان بازاریابی پارتیزانی، یکی از مطرح‌ترین روش‌های بازاریابی در جهان است. این نوع بازاریابی دو ویژگی اصلی دارد: کم‌هزینه و خلاقانه است. بازاریابی چریکی در ابتدا به عنوان راه‌حلی برای بازاریابی کسب و کارهای کوچک مطرح شد، اما امروزه توسط بسیاری از برندهای بزرگ نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بازاریابی ریشه‌های علف (مردمی)

انگلیسی: Grassroots Marketing

در این روش بازاریابی، به جای آنکه شما پیام خود را به جمعیت زیادی منتقل کنید، یک گروه کوچک را هدف قرار می دهید و تلاش می‌کنید تا آنها را قانع کنید پیامتان را به دیگران منتقل کنند.

استراتژی بازاریابی شبیخونی

انگلیسی: Ambush Marketing

وقتی که یک برند سعی می‌کند با شبیخون زدن خود را با یک رویداد مرتبط کند، در حال انجام بازاریابی شبیخونی است. در این روش، شما اسپانسر رسمی یک رویداد نیستید، اما یک راه غیر منتظره پیدا می‌کنید تا برند خود را در این رویداد تبلیغ کنید.

استراتژی بازاریابی سایت

استراتژی بازاریابی محیطی

انگلیسی: Outdoor Marketing

یک استراتژی مارکتینگ که تلاش می‌کند از محیط شهری برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند. این نوع بازاریابی از بیلبوردهای بزرگ و پر هزینه تا روش‌های مختلف بازاریابی چریکی را شامل می‌شود.

بازاریابی خیابانی

انگلیسی: Street Marketing

در بازاریابی خیابانی، هدف شما این است که از روش‌های سنتی بازاریابی دوری کنید و با ایجاد یک کمپین تبلیغاتی در دل خیابان، به جمع‌آوری مخاطب بپردازید.

بازاریابی وفاداری

انگلیسی: Loyalty Marketing

تمام فعالیت‌ها و برنامه‌هایی را که در راستای ایجاد مشتریان وفاداری انجام می‌شوند که دوباره و دوباره به سراغ شما می‌آیند، به نام بازاریابی وفاداری می‌شناسیم. طبیعتاً، این نوع از مارکتینگ، یک ارتباط نزدیک با بازاریابی رابطه‌ای دارد.

بازاریابی افراد تاثیرگذار

انگلیسی: Influencer Marketing

شکی نیست که آدم‌ها به اشخاص مورد علاقه خود بیشتر اعتماد می‌کنند، تا تبلیغاتی که فقط قصد فروش یک محصول را دارند. نتیجه، به وجود آمدن یک نوع از مارکتینگ به نام بازاریابی افراد تاثیرگذار است. در این روش، یک کسب و کار، هدف بازاریابی خود را جذب افراد تاثیرگذار (حال یا با استخدام آنها، یا سایر روش‌ها) قرار می‌دهد تا این افراد تاثیرگذار برند را تبلیغ کنند.

بازاریابی افراد معروف

انگلیسی: Celebrity Marketing

هر روش بازاریابی که از ستاره‌ها و افراد سرشناس برای معرفی یک برند استفاده می کند، به اسم بازاریابی افراد سرشناس شناخته می‌شود.

 بازاریابی اخلاقی

انگلیسی: Ethical Marketing

این روش بیشتر از آنکه یک استراتژی بازاریابی باشد، یک فلسفه است که تمام تلاش‌های بازاریابی را در بر می‌گیرد. هدف آن هم ساده است: کسب و کارها باید در تبلیغات خود صادق، بی‌طرف و مسئول باشند.

استراتژی بازاریابی شخصی

انگلیسی: Self Marketing

مسلماً شما متخصصان سرشناس را در زمینه کاری خودتان می‌شناسید و حتی به آنها احترام می‌گذارید. اما این متخصصان چگونه انقدر نام‌آور شده‌اند؟ این دقیقاً هدفی است که بازاریابی شخصی که به نام برندینگ شخصی (Personal Branding) هم شناخته می‌شود، دنبال می‌کند. یعنی اینکه به جای مطرح کردن یک محصول یا خدماتی به خصوص، یک فرد متخصص و متبحر را مطرح می‌نماید.

استراتژی بازاریابی آگاهی‌بخش

انگلیسی: Informational Marketing

هدف اصلی بازاریابی آگاهی‌بخش این است که به مخاطبان در مورد یک محصول یا خدمات اطلاعات بدهد، آموزش‌های لازم را به آنها ارائه بدهد و توضیح بدهد که مزایای این محصول چیست؛ یعنی با بالا بردن آگاهی مخاطبان، آنها را جذب یک برند نماید.

استراتژی بازاریابی داخلی

انگلیسی: Internal Marketing

هدف از بازاریابی داخلی این است که تمام فعالیت‌های داخلی یک کسب و کار را هماهنگ و یکپارچه سازد، تا بتواند بهترین خدمات ممکن را به مشتریان ارائه دهد. ایده بازاریابی داخلی این است که ما باید کارمندان خود را هم بازاریابی کنیم؛ یعنی آنها را نیز در مورد اهداف و ارزش خدمات کسب و کار خود آگاه نماییم.

استراتژی بازاریابی تلفنی

انگلیسی: Telemarketing

فکر کنم بدانم که به چه فکر می‌کنید: “من از بازاریابان تلفنی متنفرم.” فقط شما نیستید که این حس را دارید. اما باز هم نمی‌توان گفت که بازاریابی تلفنی، نقشی مهم در فروش محصولات به مشتریان ندارد و بنابراین بهتر است راحت از آن نگذرید. بازاریابی تلفنی یک روش از بازاریابی مستقیم است که در آن یک فروشنده با تماس تلفنی (یا شاید یک تماس تصویری یا …) با مشتریان بالقوه تماس می‌گیرد تا آنها را راضی به خرید کند. بازاریابی تلفنی می‌تواند شامل تبلیغات ضبط شده‌ای هم بشود که بعد از تماس خودکار با مشتری، برای او اجرا می‌شوند. بازاریابی تلفنی در سال‌های اخیر دشمنان بسیاری پیدا کرده و به عنوان یک روش بازاریابی به شدت مزاحم شناخته می‌شود.

استراتژی بازاریابی هدفمند

انگلیسی: Targeted Marketing

همانطور که از نام آن مشخص است، در بازاریابی هدفمند قصد ما این است که مخاطبانی را هدف قرار دهیم که در بازار هدف ما قرار دارند و مشتریان بالقوه ما محسوب می‌شوند. بدین ترتیب، از هزینه‌ها خواهیم کاست و بازدهی را افزایش می‌دهیم.

استراتژی بازاریابی خریدار

انگلیسی: Shopper Marketing

تمام فعالیت‌هایی که از طریق کانال‌ها و به شکل‌های مختلف و در راستای شناخت خریدار و رفتار او انجام می‌شوند و از این اطلاعات در جهت راضی کردن آنها به خرید و به نفع یک کسب و کار استفاده می‌کنند.

استراتژی بازاریابی نقطه فروش

انگلیسی: Point-of-Sale Marketing

این استراتژی مارکتینگ، در جذب مخاطب دخیل نیست. بلکه هدفش این است که مطمئن شود در لحظه آخر، مشتری حتماً خرید را انجام می‌دهد. بنابراین سعی نمی‌کند یک تاثیر طولانی‌مدت بر روی مشتری بگذارد، بلکه می‌خواهد یک تاثیر آنی بر روی مشتری بگذارد و او را در تصمیم خرید راسخ‌تر کند.

استراتژی بازاریابی عصبی

انگلیسی: Neuromarketing

بازاریابی عصبی به روش‌هایی از بازاریابی اشاره دارد که در طی آن، واکنش ذهن مخاطبان به یک تبلیغ یا یک روش بازاریابی ارزیابی می‌شود و بر این اساس، موثرترین تبلیغات شناسایی می‌شوند. این روش بازاریابی با آزمایشات علمی مختلفی بر روی مغز مخاطبان ممکن خواهد شد.

بازاریابی ورزشی

انگلیسی: Sports Marketing

هر نوع بازاریابی که به نحوی از ورزش برای فروش محصولات و خدمات یک شرکت استفاده کند، از این نوع مارکتینگ استفاده کرده است.

بازاریابی خدمات

انگلیسی: Services Marketing

وقتی بحث بر سر فروش خدمات باشد، کار یک تجارت کمی سخت می‌‎شود. چطور باید مردم را به خرید چیزی راضی کرد که نمی‌توانند لمس کنند؟ اینجاست که بازاریابی خدمات وارد می‌شود و تلاش می‌کند راهکارهای مختلفی را برای بیان ارزش‌های یک سرویس به صورت قابل لمس و افزایش فروش ارائه نماید.

بازاریابی علمی

انگلیسی: Scientific Marketing

هر استراتزی بازاریابی که از روش‌‎های علمی از جمله تحلیل، انجام آزمایش‌های مختلف و … استفاده می‌کند تا بتواند تاثیر خود را افزایش دهد، یک زیرمجموعه از استراتژی بازاریابی علمی محسوب می‌شود.

 بازاریابی تولید مصرف‌کننده

انگلیسی: Consumer-Generated Marketing

این یکی از آن روش‌های جالب مارکتینگ است که مطمئناً شما هم از آن خوشتان می‌آید. در این روش، هدف شما این است که کاری کنید تا خود مخاطبان به تولید محتوای بازاریابی برای شما بپردازند. برای مثال، یک مسابقه برگزار می‌کنید و از مشتریان می‌خواهید تا با محصولات شما عکس بگیرند و آن را در شبکه‌های اجتماعی قرار دهند. یک مثال ساده دیگر، وقتی است که یک نفر برای مطالب شبکه اجتماعی شما، نظر می‌گذارد.

بازاریابی کششی

انگلیسی: Pull Marketing

هر استراتژی و تکنیکی که شما به کار بگیرید تا بتوانید کاربران را به سمت خود جذب کنید، یک استراتژی بازاریابی کششی محسوب می‌شود. این نوع از مارکتینگ در جهان آنلاین بسیار مورد استفاده است و ارتباط نزدیکی با بازاریابی درونگرا دارد. تولید محتوا، بهینه‌سازی سایت، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و … همه بخشی از این نوع بازاریابی محسوب می‌شوند.

بازاریابی هل دادنی

انگلیسی: Push Marketing

در این روش، شما قصد دارید محصول خود را (حتی شده با کمی زور) به مشتری معرفی کنید و او را به خرید مجاب کنید. این نوع مارکتینگ می‌خواهد فاصله بین معرفی و خرید یک محصول را تا جای ممکن کاهش دهد. برای مثال به زمانی فکر کنید که در لحظه تکمیل خرید خود، یک محصول جدید با قیمتی عالی به شما پیشنهاد می‌شود.

بازاریابی متقاعدسازی

هدف اصلی این استراتژی آن است که از روش‌های روانشناسی برای متقاعدسازی مخاطب در مارکتینگ استفاده کند و بدین ترتیب، شانس خرید مشتری را افزایش دهد.

حتما بخوانید:  ۷ اصل اساسی متقاعدسازی از نگاه دکتر رابرت چالدینی

 بازاریابی درگیرکننده

انگلیسی: engagement marketing

درگیری مخاطب با برند شما اهمیّت بسیار زیادی دارد. در روش بازاریابی درگیر کننده، شما راه‌هایی را پیدا می‌کنید تا میزان درگیری مخاطب با برند خود را افزایش دهید.

بازاریابی شاتگانی

انگلیسی: Shotgun Marketing

بله! این استراتژی مارکتینگ، نام خود را وامدار اسلحه شاتگان است. روند آن نیز مشخص است: تعداد زیادی مشتری را در یک شلیک هدف قرار دهید. زیاد هم لازم نیست دقیق آنها را هدف بگیرید. بعد امیدوار باشید که یک تیر به هدف بخورد. این نوع بازاریابی مناسب کسب و کارهایی است که یک بازار هدف مشخص ندارند و شیوه‌های بازاریابی هدفمند چندان برایشان مناسب نیست.

بازاریابی تک تیر اندازی

انگلیسی: Sniper Marketing

بر خلاف بازاریابی شاتگانی که در آن شما سریع شلیک می‌کنید و مخاطبان زیادی را هدف قرار می‌دهید، در بازاریابی تک تیراندازی، شما با دقت هدف خود را مشخص می‌کنید، شرایط را در نظر می‌گیرید و سعی می‌کنید، با یک تیر، هدف خود را بزنید.

بازاریابی ویدئویی

انگلیسی: Video Marketing

این استراتژی فکر می‌‎کنم برای همه کاملاً واضح باشد. شما با منتشر کردن ویدئو سعی می‌کنید مشتریان را جذب خود کنید. این روش در حال حاضر رشد بسیاری نسبت به قبل پیدا کرده است و بسیاری از کسب و کارها به سمت آن رو آورده‌اند. دلیل این موضوع هم مشخص است. ما عاشق تماشای ویدئو هستیم.

 بازاریابی یکپارچه

انگلیسی: Integrated Marketing

این بیشتر از آنکه یک روش مارکتینگ باشد، یک نوع نگاه به بازاریابی است و به ما می‌گوید که تمام فعالیت‌های کسب و کارمان باید با هم یکپارچه باشند و یک هویّت ثابت داشته باشند.

بازاریابی شبکه‌ای یا چند سطحی

انگلیسی: Network Marketing یا Multi-Level Marketing

این نوع بازاریابی دیگر معرف حضور هر ایرانی هست. در این روش، شما نه تنها به خود فروشنده بابت هر فروش درصدی می‌دهید، بلکه در ازای فروش محصول توسط کسانی که خودش وارد سیستم فروش شما کرده است هم، درصدی به او خواهید داد.

بازاریایی متحرک یا چابک

انگلیسی: Agile Marketing

بازاریابی متحرک، یک رویکرد بازاریابی است که از نظریه توسعه متحرک (Agile Development) گرفته شده است و نگاهی بسیار پویا به مبحث بازاریابی دارد. تیم شما مشخص می‌کند که کدام پروژه‌ها ارزش بالایی دارند. به صورت گروهی کار را بر روی این پروژه‌ها آغاز می‌کند تا در کمترین زمان به اتمام برسد. سپس نتایج را ارزیابی می‌کند تا برای پروژه‌های بعدی آماده شود. بازاریابی متحرک، به خوبی عواملی همچون تغییر و نوسان بازار را در نظر گرفته است. در مطالب بعدی، حتماً در مورد این روش بازاریابی و تکنیک‌های آن بیشتر به شما خواهیم گفت.

بازاریابی افقی

انگلیسی: Horizontal Marketing

دو کسب و کار با هم متحد می‌شوند تا به توزیع محصولات و خدمات دیگری کمک کنند و بدین ترتیب، دسترسی هر دو افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، یک بانک و فروشگاه زنجیره‌ای به توافق می‌رسند تا دستگاه‌های پرداخت این بانک را در شعب مختلف این فروشگاه قرار دهند.

بازاریابی عمودی

انگلیسی: Vertical Marketing

در بازاریابی عمودی، شما یک بازار هدف به خصوص را مشخص می‌کنید و محصولات خود را، دقیقاً با توجه به نیازها و خواسته‌های آنها شکل می‌دهید. این نوع از مارکتینگ، دقیقاً نقطه مقابل بازاریابی افقی است که هدف آن، هدفگیری وسیع‌ترین قشر ممکن است.

بازاریابی انتظار

انگلیسی: Anticipation Marketing

انتظار، وصال را شیرین‌تر می‌کند. این از آن مفاهیمی است که در ادبیات فارسی بسیار با آن روبرو می‌شویم و البته، ایدۀ پشت بازاریابی انتظار هم هست. هر چقدر بتوانید مشتریان را قبل از عرضه محصول یا خدمات خود بیشتر تحریک کنید، طبیعتاً بیشتر برای آن شوق پیدا می‌کنند. حتماً شما هم صف‌های طولانی افراد مشتاق به خرید پلی‌استیشن یا آیفون را دیده‌اید که چند روز قبل از عرضه، ایجاد می‌شوند.

بازاریابی رهبری تفکر

انگلیسی: thought leadership marketing

خب، مطمئنم که در جریان نیستید. اما این استراتژی ۱۰۲ام است که به شما معرفی می‌کنیم. آن را به عنوان یک هدیه از طرف ما قبول کنید. هدف این استراتژی آن است که یک برند را تبدیل به یک صاحب‌نظر در زمینه کاری خودش بکند و به مخاطبان، تخصص و تبحر آن را نشان دهد. این یکی از بهترین روش‌های بازاریابی است که به شخصه می‌شناسم. پیشنهاد می‌کنم داستان موفقیت بی‌نظیر مارکوس شریدان را در استفاده از این روش حتماً بخوانید.

حتما بخوانید:  داستان یک کسب و کار که با معجزۀ تولید محتوا نجات پیدا کرد

کدام استراتژی مارکتینگ را می‌پسندید؟

همانطور که دیدید، تقریباً به ازای هر روشی که برای تبلیغات یا ارتباط با مشتری وجود دارد، یک استراتژی بازاریابی نیز وجود دارد. یک استراتژی که بهترین روش‌های بکارگیری این راهکارهای ارتباطی را بررسی می‌کند تا بتوان به بهترین نحو از آنها استفاده کرد.

مزیت‌ های بازاریابی عملکردی

مزیت‌ های بازاریابی عملکردی

چه چیزی بازاریابی‌عملکردی را از روش‌های سنتی متمایز می‌سازد؟

در جایی خواندم که تبلیغات را به طور کلی به یک تله موش تشبیه کرده بود که مشتریان را به دام می‌اندازد. شاید تعریف منصفانه‌ای برای بحث بازاریابی نباشد؛ اما اگر بخواهیم با توجه به آن تعریفی برای بازاریابی عملکردی عنوان کنیم؛ می‌توان گفت در این روش تصویر واضح‌تری از کسانی که به پنیر شما علاقه‌مندند در اختیارتان قرار خواهد گرفت و بدون اینکه هزینه‌ای برای خرید این تله موش پرداخت کنید؛ تنها در زمان به‌دام‌انداختن مشتری (که به صورت کلیک یا تصمیم‌خرید اتفاق می‌افتد)؛ هزینه پرداخت خواهید کرد.

اما برای تعریف دقیق‌تر مزیت‌ های بازاریابی عملکردی، بهتر دیدم که در ادامه، مزیت‌های آن را نسبت به بازاریابی سنتی عنوان کنم.

 

۱.قابلیت ردیابی و اندازه‌گیری براساس آن

مزیت‌ های بازاریابی عملکردی ، ترغیب مخاطب به واکنش در برابر سرویس یا محصول کمپانی و سپس رسیدن به نرخ تبدیل قابل اندازه‌گیری است.

از مهم‌ترین مزیت‌های بازاریابی عملکردی، قابلیت اندازه‌گیری ROI (بازگشت سرمایه) می‌باشد و نقطه تمایز این روش در آن است که این محاسبه براساس تخمین و حدس و گمان نیست، بلکه براساس نتایج واقعی محاسبه می‌شود.

در روش‌های سنتی، هر‌اندازه هم استراتژیک عمل میشد، قبل از انتشار آن، هزینه ها پرداخت شده و بعد از آن هم گزاره‌ای برای اندازه‌گیری میزان تاثیر آن وجود نداشت.

تصور کنید می‌خواهیم تعدادی تراکت تبلیغاتی را در سطح شهر پخش کنیم. در بازاریابی عملکردی تک‌تک تراکت‌هایی که برای آن‌ها هزینه شده، به دست مخاطبان علاقه‌مند می‌رسد؛ اما در روش‌های سنتی مثل این می‌ماند که یک مشت اعلامیه را از هواپیما روی سطح شهر پایین بریزیم، بدون داشتن هیچ ذهنیتی از آن که چه تعداد از آن‌ها به دست مشتریان بالقوه افتاده و چه تعداد در سطل‌زباله‌های شهر! و در هر صورت برند موردنظر، هزینه تمامی تراکت‌ها را پیشاپیش پرداخت کرده است.

۲. فرایند‌های خودکار (اتوماسیون)

اتوماسیون در بازاریابی عملکردی برخی از اقداماتی که در گذشته بصورت  سنتی و توسط انسان انجام می‌شد را بصورت خودکار انجام ‌می‌دهد. فعالیت‌هایی از قبیل مدیریت ارتباط با مشتری، دسته‌بندی مشتری‌ها، جمع‌آوری لید، ایمیل مارکتینگ، اندازه‌گیری عملکرد کمپین‌ها و گزارش‌های آن همه با کمک اتوماسیون به شیوه‌ی موثرتری انجام می‌شوند.

مثلا ابزارهای اتوماسیون ایمیل به شما این امکان را می‌دهند که بتوانید هر مطلبی که در وبلاگ‌تان منتشر می‌شود را در قالب یک ایمیل به اشتراک بگذارید .

اتوماسیون در حوزه تبلیغات آنلاین، به ما این فرصت را می‌دهد تا کمپین‌های تبلیغاتی‌مان را در مقیاس بزرگتر و درعین حال با درصد خطای کمتری اداره کنیم و فرصت بیشتری برای اعمال استراتژی‌ها ، ایده‌ها و خلاقیت در بحث تبلیغات را داشته باشیم.از طرفی با در اختیار گذاشتن‌ داده‌های ماشینی به کمپانی‌ها و شفاف‌سازی عملکرد کمپین‌شان،  در بهبود روابط آن‌ها و کمپانی‌های تبلیغاتی موثر خواهد بود.

۳.مزیت‌ های بازاریابی عملکردی دستاورد‌های بیشتر

با این روش شما رسما لشکری از وب‌سایت‌ها را در اختیار دارید که محصول، سرویس و درکل برند شما را به نمایش می‌گذارند و در این میان بسیاری از نمایش‌دهندگان، به بازارهای اختصاصی‌ای دسترسی دارند که راه‌یافتن به آن‌ها کار ساده‌ای نیست.(مزیت‌ های بازاریابی عملکردی)

به عنوان مثال یک نمایش‌دهنده، ممکن است وبسایتی با هدفمندی قشر خاصی از جامعه داشته باشد، که مخاطبان وفاداری برای آن وبسایت به شمار بیایند. با معرفی شما در آن محیط، قطعا بخشی از آن‌ها به سمت شما کشیده خواهند شد.

۴.مزیت‌ های بازاریابی عملکردی ایجاد تنوع در مدل کسب‌وکار

با این روش شما می‌توانید کانال‌های کسب درامد خود را افزایش دهید.

این اتفاق در شرایط بد اقتصادی می‌تواند بسیار نجات‌دهنده واقع شود؛ چرا که ممکن است گاهی کسب درآمد از برخی کانال‌ها به دلایلی افت کند؛ در این شرایط استفاده از بقیه کانال‌ها می‌تواند برگ برنده شما باشد.

پس کانال‌هایی که با توجه به مدل کسب‌وکار شما مناسب هستند را به کارگیرید. اما فراموش نکنید که این موضوع که برخی کانال‌ها سریع‌تر به فروش منجر می‌شوند، نباید ما را از کانال‌های دیگر غافل کند.

۵.مزیت‌ های بازاریابی عملکردی همکاری دوجانبه

نمایش‌دهندگان دائم به دنبال نوآوری و خلاقیت در نمایش دادن شما هستند. دلیل این امر بسیار ساده است؛ هرچقدر آن‎‌ها ترافیک و فروش بیشتری را به سمت شما بکشانند؛ کمیسیون بیشتری دریافت می‌کنند.

درواقع این روش با همسو کردن انگیزه بازاریاب و نمایش‌دهنده، دسترسی به موفقیت کمپین را بیشینه می‌کند. بازاریاب، مایل به سرمایه‌گذاری بر کمپینی با بازدهی بالا است و نمایش‌دهنده می‌خواهد از طریق افزایش فعالیت مصرف‌کننده، درآمدش را افزایش دهد.

۶.مزیت‌ های بازاریابی عملکردی امکان بهینه‌سازی کمپین

در این مدل ما می‌فهمیم چه اقدامی به چه نتیجه‌ای منجر شده، درنتیجه با شناسایی اقداماتی که موثرتر واقع شده‌اند؛ می‌توانیم برنامه پیش‌روی کمپین‌مان را براساس آن بچینیم و بالعکس، اقداماتی که موثر واقع نشده‌اند را عیب‌یابی کرده و اشتباهاتمان را تکرار نکنیم. اما نکته‌ای که در بازاریابی عملکردی حائز اهمیت است، این است که تمام این اتفاقات و بهینه‌سازی‌ها می‌تواند در حین اجرای کمپین اعمال شود و کمپینی را که در ابتدا عملکرد ضعیفی داشته را در انتها به یک کمپین موفق تبدیل کنیم.

 

۷.مزیت‌ های بازاریابی عملکردی پیش‌بینی هزینه موفقیت در کمپین موردنظر

در کمپین‌هایی که به شیوه بازاریابی عملکردی اتفاق می‌افتد، سرمایه‌گذاری با علم به موفقیت کمپین انجام می‌شود وباتوجه به مشخص بودن تعرفه‌ها، هزینه کمپین موفق شما قابل اندازه‌گیری است.

 

۸.مزایده لحظه‌ای (RTB)

اتفاق دیگر “مزایده لحظه‌ای” است که در آن جایگاه‌های تبلیغاتی نمایش‌دهنده، به مزایده‌گری که بیشترین قیمت را در ازای هر بازدید پیشنهاد می‌دهد، فروخته می‌شود و تبلیغ آن آگهی‎دهنده فورا روی سایت نمایش‌دهنده به نمایش در‌می‌آید.

این موضوع  در دهه اخیر، بخش بزرگی از فعالیت موتورهای جستجو را نیز به خود اختصاص داده‌اند.

 

۹.شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI)

همانطور که گفتیم، بازاریابی عملکردی وابسته به اندازه‌گیری نتایج کمپین است که گاه این مسئولیت در قبال تعیین KPI  به وجود می‌آید.

علاوه‌برآن، KPI  پرسپکتیوی از کمپینتان را پیش روی شما می‌گذارد که تمرکز آن، بر رسیدن به یک هدف خاص است. این پارامتر، موجب می‌شود مزیت‌هایی دیگری که کمپین شما، برایتان در بر خواهد داشت، اولویت بندی شده و عوامل غیرضروری را بتوان تا حدی نادیده گرفت.

مزیت‌ های بازاریابی عملکردی1

اندازه گیری ROI  چگونه انجام می‌شود؟

همانطور که گفتیم مهم‌ترین امتیاز بازاریابی عملکردی، قابل‌‌اندازه‌گیری بودن آن است.

در ابتدا باید برای خود روشن کنیم که چه فاکتورهایی در کمپین تبلیغاتی ما در اولویت قرار دارند و سپس با شناسایی ابزارهای اندازه‌گیری آن، عملکرد کمپین تبلیغاتی خود را مجاسبه کنیم.

مهم‌ترین فاکتورهایی که در بازاریابی عملکردی موردتوجه کسب‌وکارهاست:

  • میزان فروش
  • آگاه‌سازی نسبت به برند
  • جمع آوری لید
  • وفاداری مشتری
  • ترافیک وبسایت و…

حالا بیایید به ابزارهایی که برای ارزیابی ROI استفاده می‌شوند، بپردازیم

۱.آنالیز وب‌سایت

شما باید دائما آنالیز روزانه‌، هفتگی و ماهانه وب‌سایتتان را پیش روی خود داشته باشید و این آنالیزها باید جوابگوی تمامی سوال‌هایی که در زیر مطرح می‌شود، باشند.

  1. ۱.چه عواملی ترافیک وب‌سایت شما را در بازه‌های زمانی مختلف تحت تاثیر قرار داده؟
  2. ۲.چه روزهایی از هفته و ماه ترافیک بیشتری روی وب‌سایت‌تان داشته‌اید؟
  3. ۳.چه ساعت‌هایی در روز ساعت‌های پرترافیک‌تری برای وب‌سایتتان است؟
  4. ۴.چه تعداد بازدیدکننده جدید بدست‌ آورده‌اید؟
  5. ۵.بازدیدکننده‌ها اغلب، کاربر چه دستگاه‌ها و چه سیستم‌عامل‌هایی هستند؟
  6. ۶.چه صفحه‌هایی از وب‌سایت‌تان بازدید بیشتری و کدام‌ها کمترین بازدید را دارند؟
  7. ۷.بازدید‌کنندگان به طور میانگین پس از صرف چه مدت زمانی، وب‌سایت شما را ترک می‌کنند؟
  8. و…

 

این پارامتر، اشاره به لینک‌هایی دارد که کاربر را به صفحه فروش منتقل می‎کنند.

در آنالیز این مورد باید بررسی کنید که ترافیک فروش از چه کانال‌هایی بیشتر بوده تا در آینده تمرکز بیشتری بر آن‌ها شده و از طرفی دلیل کم‌بازده بودن کانال‌های دیگر هم مورد‌بررسی قرار گیرد.

 

۳.رتبه وب‌سایت

هراندازه ترافیک وبسایت شما افزایش پیدا کند،  رتبه وب‌سایت‌تان بالاتر می‌رود. هرچقدر هم رتبه وب‌سایت بالاتر رود، ترافیک طبیعی و سود بیشتری به سمت شما خواهد آمد.  پس توجه مداوم به رتبه وب‌سایت‌ هم عملکرد محتوایی وب‌سایت‌تان را مشخص کرده و هم از طریق  مقایسه آن با میزان فروش در دوره‌های زمانی مختلف، نتایج مفیدی در زمینه ارتباط بین ‌این‎‌دو، کسب ‌خواهید کرد.

 

۴.سوال کردن از مشتری

بخشی از آنالیز در بازاریابی عملکردی توسط پرسش از کاربران و مشتری‌ها حاصل می‌شود. امروزه با گسترش حجم تنوع رسانه‌ها، ضروری ‌است که از مخاطبانتان بپرسید در چه محیطی با شما آشنا شده‌اند و چه عاملی آن‌ها را جذب کرده است.

 

۵.آنالیز میزان دسترسی مخاطب

  • اطمینان حاصل کنید که به راحتی قابل دسترسی هستید و محتوای شما قابلیت اشتراک‌گذاری داشته باشد. (تلفن‌تماس)، (ایمیل) و (گزینه کلیک برای به اشتراک‌گذاری) مواردی است که باید به ساده‌ترین شکل ممکن در دسترس مخاطب قرار بگیرد. استفاده از A/B Testing می‌تواند در اندازه‌گیری این مورد مفید واقع شود. (در ادامه راجع به A/B Testing توضیح داده شده)

 

۶.آنالیز نرخ حفظ مشتری CRR

نباید فراموش کنیم که حفظ مشتری و وفادار کردن او نسبت به خود، همیشه مهم‌تر از جذب مشتری جدید است. اندازه گیری نرخ CRR از طریق فرمول زیر قابل اندازه‌گیری است.

تعداد مشتری‌های از دست داده-  تعداد مشتری‌ها در ابتدای دوره =(CRR)

یعنی اگر در ابتدای دوره ۱۰۰ مشتری داشته‌اید، اما حالا ۳۰ مشتری را از دست‌ داده‌اید، نرخ CRR  شما ۷۰% خواهد بود.

 

۷.آنالیز محتواهای دانلودی

محتواهای دانلودی فرصت خوبی را برای ما فراهم می‌آورند تا به ازای آن، مخاطبمانمان را به سمت دلخواهمان بکشانیم. متداول‌ترین استفاده آن، جمع‌آوری لید است؛ به این صورت که کاربران به ازای وارد کردن ایمیل و مشخصات اولیه، اجازه دانلود رایگان پیدا کنند.

با آنالیز میزان دانلود محتواهای مختلف سلیقه و علایق آن‌ها را بفهمید و روی آن‌ها مانور دهید.

آیا بازاریابی عملکردی به درد کسب‌وکار شما می‌خورد؟

بازاریابی عملکردی

بازاریابی عملکردی برای تمام کسب‌وکارهایی که از اینترنت برای فروش محصول یا سرویس خود استفاده می‌کنند به درد می‌خورد.

از کسب‌وکارهای بزرگ گرفته که به تمام پلت‌فرم‌ها برای ارائه سرویسشان نیازمندند؛ تا کسب‌وکارهای کوچک که بودجه بازاریابی‌شان محدود است و باید هزینه‌هایشان را تا جایی که می‎‌توانند کنترل کنند.

کسب‌وکارهای نوپا، ریسک‌پذیری کمتری در بحث بازاریابی دارند؛ درنتیجه مجبورند بودجه‌شان را روی روشی سرمایه‌گذاری کنند که به فروش قطعی آن‌ها منجر شود و آن‌ها را خاطر جمع کند که هر یک قرونی که خرج ‌می‌کنند، قطعا تاثیر مثبتی بر رشد آ‌ن‌ها خواهد گذاشت.

آیا با بازاریابی عملکردی دیگر نباید نگران چیزی باشیم؟

عنوان کردن مزیت‌های استفاده از بازاریابی عملکردی، به آن معنا نیست که دیگر هیچ نگرانی وجود ندارد.

اگر به هدفی که مد‌نظرتان بود نرسیدید، چه؟ درست است که سرمایه‌تان را بیهوده از دست نداده‌اید؛ اما زمان و انرژی که صرف کرده‌اید کجا می‌رود؟

خوشبختانه بازاریابی عملکردی ابزارهای امیدوارکننده‌ای دارد که برای آژانس‌ها و بازاریاب‌ها امکانات چندگانه‌ای را فراهم می‌کند. درواقع باید بگویم عوامل گوناگونی وجود دارد که با رعایت آن‌ها درصد موفقیت‌آمیز نبودن کمپین شما  تا حد قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا خواهد کرد.

۱.استفاده از ابزار Fraud detection (تشخیص تقلب)

این ابزار با کمک الگوریتم‌های پیچیده‌ای که دارد، کلیک‌ها و اقدامات تقلبی ثبت‌شده را با استفاده از آی‌پی و بررسی رفتار کاربر، شناسایی می‌کند. معمولا آژانس‌ها در برابر این اقدامات ثبت‌شده، هزینه‌ای دریافت نمی‌کنند.

۲.هدف‌مندی درست براساس مخاطبین هدف

یکی از دلایلی که ممکن است شما را به هدف مطلوبتان نرساند، انتخاب هدف‌مندی اشتباه است. هر برندی برای تبلیغات خود، قسمتی از بازار را هدف می‌گیرد. چیزی که نباید هرگز فراموش کنیم این است که مخاطبان وب‌سایت‌های نمایش‌دهنده، از خود وب‌سایت، اهمیت بیشتری دارند.

این هدف‌مندی‌ها می‌تواند موضوعی، جغرافیایی و حتی براساس سیستم عامل کاربران اتفاق بیفتد؛ به عنوان مثال شما یک اپلیکیشن آی او اس برای معرفی و پیشنهاد رستوران‌های تهران راه‌اندازی کرده‌اید؛ بنابراین باید مخاطب هدفتان را از لحاظ جغرافیایی (تهران) از لحاظ موضوعی (تغذیه) و از لحاظ سیستم عامل (آی او اس) انتخاب کنید.

۳.چشم‌انداز طولانی مدت

برنامه‌ریزی داشته باشید. قدم‌های بعدیتان را پیش‌بینی کنید. به عنوان مثال بدانید که اگر در ابتدا به هدف اولیه‌تان رسیدید، فلان‌کار را خواهید کرد، درغیراین‌صورت بهمان‌کار را امتحان می‌کنید. و همین‌طور الی آخر.

۴.صفحه فرودتان (Landing Page) را بهینه‌سازی کنید.

پس از اینکه کاربر روی یک بنر تبلیغاتی یا تبلیغ متنی کلیک می‌کند، وارد صفحه فرود متصل به آن می‌شود.

طراحی صفحه فرود خود را بر اساس انگیزه کاربرانی که وارد صفحه آن شده‌اند؛ انجام دهید. توجه به مواردی از قبیل:  قراردادن اطلاعات تماس، دکمه‌های اشتراک گذاری در شبکه‌های اجتماعی ، فراخوان‌ها و… موارد موثری است.

۵.بررسی و آنالیز نتایج کمپین بصورت مداوم.

نتایج اقداماتتان را بصورت پیوسته زیر نظر داشته باشید. با اینکار می‌توانید عامل مخرب را شناسایی کرده و با بهینه‌سازی آن، ادامه روند کمپین‌تان را بهبود ببخشید.

 

۶.استفاده از سرویس‌های روز

سرویس هایی مثل هدف‌گیری مجدد(Retargeting)  که به عنوان انواع هدفمندی‌ها در تبلیغات کلیکی ایفای نقش می‌کند و تبلیغات دینامیک (Dynamic ad) و بهینه‌سازی به روش A/B Testing هرکدام در شرایط مربوط به خود، می‌توانند بسیار کارامد باشند و کمپین شما را نجات دهند.

 

  • هدف‌گیری مجدد(Retargeting)

بگذارید خیلی ساده توضیح دهم که در این روش دقیقا چه اتفاقی می‌افتد.

کاربری از سایت شما بازدید می‌کند؛ اما به هر دلیلی خریدی انجام نمی‌دهد و صفحه سایت شما را می‌بندد. تا اینجای کار می‌فهمیم که کسب‌وکار شما برای آن کاربر مورداستفاده است. پس او را با IPاش شناسایی می‌کنیم. بار دیگر او وارد وبسایتی می‌شود که ازقضا یکی از نمایش‌دهندگان طرف قرارداد شماست، در این مرحله بنرهای شما در آن وبسایت برای او به نمایش در‌می‌آیند . درواقع بنرهای تبلیغاتی شما، در تمام وبسایت‌های نمایش‌دهنده‌ای که او از این پس به آن‌ها وارد می‌شود، نمایش داده خواهد شد. این تکنیک در دراز مدت تاثیر خود را خواهد گذاشت و پس از مدتی برند شما به عنوان یک برند آشنا و مورد اطمینان در ذهن او جای خواهد گرفت.

این ترفند می‌تواند به گونه‌های دیگری نیز اتفاق بیفتد مثلا  محصولی را که یک کاربر قبلا بازدید کرده را، چندی بعد باز برای او ایمیل کنید.

  • تبلیغات دینامیک (Dynamic ad)

به شیوه‌ای از تبلیغات گفته می‌شود که در محتوای آن به صورت هدفمند تغییراتی صورت می‌گیرد. در این روش حتی این امکان وجود دارد که با توجه به کلیدواژه‌ای که کاربر جستجو می‌کند، تبلیغ جدیدی ساخته شود.

تبلیغات دینامیک نقش اساسی در تبلیغات بنری دارند که مزیت‌های قابل‌توجهی را در آن حوزه به همراه ‌می‌آورد.

  • شما می‌توانید به طور مداوم تبلیغاتتان را به روز نگه دارید.
  • در این روش لازم نیست برای هر محصول، کمپین جداگانه طراحی کنید.
  • با تعریف کردن یک پس‌زمینه مشخص برای بنرهایتان، بنر محصول شما به صورت خودکار و با جایگزینی محصول جدید در آن، طراحی می‌شود.

 

  • A/B Testing

به مقایسه دو تبلیغ از لحاظ عملکردی A/B Test گفته می‌شود. این مقایسه اغلب برای تست کردن یک المان خاص در طراحی وب‌سایت، صفحه فرود و حتی بنرهای تبلیغاتی بکار گرفته می‌شود. این المان می‌تواند عبارت دکمه فراخوان، رنگ و یا محل قرارگیری هر چیزی در آن‌ها باشد.

این مقایسه پروسه جالبی دارد. دو حالتA  و B که در  آن‌ها همه‌چیز به جز المان موردسنجش یکسان است، وارد مسابقه‌ی A/B Test میشوند. این دو حالت به دو گروه مخاطب (با تعداد برابر که از همه لحاظ شرایط یکسانی داشته باشند) ، در یک بازه زمانی مشخص، نمایش داده می‌شود و تبلیغی که نرخ تبدیل بالاتری داشته باشد، برنده این تست خواهد بود.

۷.رعایت اصول طراحی بنر

در طراحی بنر دیجیتال، رعایت اصول تولید محتوای تصویری، بسیار اهمیت دارد. جدا از المان‌هایی که در بنر خود استفاده می‌کنید، کلیت بنر باید چشم بیننده را در اولین لحظاتی که وارد وبسایت نمایش‌دهنده می‌شود،جلب کند و پس از آن، بتواند هدف کمپین را در چند ثانیه منتقل کرده و در عین حال در او انگیزه‌ای برای گرفتن اطلاعات بیشتر بوجود آورد.

۸.طراحی فراخوان (CTA)مناسب

دکمه فراخوان به‌طور کلی عبارتی امری است که کاربر را به یک واکنش فوری تشویق می‌کند.

طراحی دکمه فراخوان تا حد بسیار زیادی به محصول و نوع کسب‌وکار شما بستگی دارد؛ درنتیجه فراخوانی که برای وبسایتی عملکرد خوبی دارد، ممکن است برای شما موثر واقع نشود؛ اما بطورکلی قواعدی در این بحث وجود دارد که با رعایت آن‌ها قسمتی از مسیرتان به سمت یک فراخوان موفق را پیموده‌اید.

  • رنگ‌ها معانی مختلفی دارند؛ به‌عنوان مثال “قرمز” تصور اعلام یک موضوع فوری را در کاربر بوجود می‌آورد.
  • محل قرارگیری دکمه فراخوان؛ بهتر است کاربر قبل از خواندن فراخوان، تاحدودی بداند داستان از چه قرار است.
  • خلاق باشید؛ گاهی فراخوانی مثل “اینجا کلیک نکنید” می‌تواند کنجکاوی کاربران را برانگیزد و نرخ تبدیل قابل‌توجهی برای شما به همراه بیاورد.
  • فضای خالی اطراف فراخوان را رعایت کنید؛ استفاده از المان‌های زیاد، اطراف دکمه فراخوان، آن را به‌نوعی خواهد کشت.

و…

بازاریابی عملکردی س.

بازاریابی عملکردی در آینده چه سمت‌وسویی پیدا خواهد کرد؟

حالا بیایید با اطلاعاتی که داریم، آینده‌ای را برای این بحث در دنیای بازاریابی تصور کنیم. بازاریابی عملکردی در سال‌های گذشته تمام رسانه‌های تبلیغاتی را تحت تاثیر قرار داده و با توجه به روندی که در بحث تبلیغات داشته، در بدترین حالت با همین سرعت رشد خواهد کرد.

پیش‌بینی می‌شود در آینده، همه کانال‌های تبلیغات آنلاین، هرروز بیشتر و بیشتر قابل‌اندازه‌گیری خواهند شد و با تلفیق ابزارهای اندازه‌گیری، به سمت سودآوری هرچه بیشتر پیش خواهند رفت.

طبق آمار، امروزه بیش از ۵۰ درصد از بودجه شرکت‌ها در حوزه آی تی، صرف بازاریابی می‌شود؛ درنتیجه بیش از همیشه، قدرت اعمال داده‌ها به راحت‌ترین شکل ممکن، اهمیت پیدا خواهند کرد و اگر شرکت های تبلیغاتی نتوانند پیشرفته‌ترین داده‌ها را به دست بیاورند و به کار بگیرند، در چند سال اخیر از دایره رقابت بین کمپانی‌های تبلیغاتی خارج خواهند شد.

طبق پیش‌بینی بسیاری، در آینده، بازاریابی مشارکتی هسته اصلی بازاریابی عملکردی خواهد شد و مدل‌های کسب‌وکار جدیدی در این حوزه شکل خواهند گرفت. بازاریاب‌ها درتلاش‌اند مدل پرداخت CPA  ( پرداخت به ازای اکشن) را بر این بازار مسلط کنند و با وجود اینکه این موضوع به ضرر نمایش‌دهندگان تمام خواهد شد؛ اما پیش‌بینی می‌شود که این اتفاق خواهد افتاد. روش CPA ریسک کمتری برای بازاریان در پی خواهد داشت و امکان کلیک‌های تقلبی توسط روبات و مشکلات دیگر در آن تا حد قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد.

با توجه به نمودار رشد تبلیغات موبایلی و تبلیغات محلی (Native Advertising)، این دو را می‎‌توان سردمداران بازاریابی عملکردی در آینده  نامید.

خرید و فروش در بازار دیجیتال هرروز ساده‎تر می‌شود و همانطور که امروزه شاهد آن هستیم به سمتی خواهیم رفت که مصرف‌کنندگان بازار دیجیتال از سنین و نسل‌های مختلف خواهند بود.

شاید بتوان چنین تعبیر کرد که عصر دیجیتال، عصر تطبیق یافتن یا مردن است و درانطباق با بازاریابی عملکردی، ۳ المان تکنولوژی، اتوماسیون و  پردازش داده‌های بزرگ (Big Data) سرنوشت‌ساز خواهند بود و درواقع موضوعی که قاعده بازی در بازاریابی عملکردی را متحول خواهد کرد، پیدایش پلت‌فرم‌های هوشمندی برای استفاده از داده‌های بزرگ و استفاده‌ی خودکار از آن برای تصمیم‌گیری‌های عملکردی است.

در سال‌های آتی “اعتماد” کلیدواژه روابط در تبلیغات آنلاین محسوب می‌شود. این اعتماد تنها از طریق شفافیت در تمام جنبه‌ها میان بازاریاب‌ها، کمپانی‌های تبلیغاتی و تمام عناصر موثر در این پروسه، اتفاق می‌افتد که همه آن‌ها برای منافع مشترکشان تلاش خواهند کرد و باز هم باید به بحث “اتوماسیون” و تاثیر آن بر این شفاف‌سازی میان عوامل موثر اشاره کنم.

چالش‌های این‌چنینی بسیاری در این مسیر وجود خواهد داشت؛ اما نباید فراموش کنیم که هر مانع می‌تواند یک  فرصت باشد و کسانی در این بازی برند‌ه‌اند که جرئت پریدن از آن را داشته باشند.

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام چیست؟

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام یکی از پیشرفته ترین و موثرترین نوع تبلیغات در اینستاگرام است. تبلیغات اسپانسر اینستاگرام امکان جذابی که اینستاگرام برای صفحه‌های Business یا همان صفحات کسب و کار در نظر گرفته است. 
با انتخاب این گزینه پست مورد نظر شما در اینستاگرام با توجه به موقعیت مکانی، زبانی و پارامتر‌های تاثیرگذار دیگر نظیر جنسیت کاربر، رده سنی ، سیستم عامل تلفن همراه ، علاقه‌مندی و… به صورت وسیع برای کاربرانی که حتی دنبال کننده و فالوور شما نیستند منتشر خواهد شد .
اما تفاوت بارز این نوع تبلیغات در چیست؟
با توجه به این که اینستاگرام اجازه‌ی قرار دادن لینک در پست و مطالب منتشر شده را نمی دهد، در اسپانسر شما می توانید هر لینک دلخواهی اعم از لینک سایت، دانلود نرم افزار، صفحه خرید و … را انتشار دهید و جالب تر اینکه این امکان برای انواع پست از تصاویر گرفته تا ویدئو و استوری در دسترس کاربر خواهد بود .

 

چرا تبلیغات در اینستاگرام

با بیش‌تر از ۶۰۰ میلیون کاربر فعال، اینستاگرام برجسته‌ترین پلت فرم شبکه‌های اجتماعی است. با شنیدن این عدد متقاعد نشدید؟
خوب، فقط سال قبل، اینستاگرام اعلام کرد که ۵۰۰ میلیون کاربر از همه نقاط جهان دارد. رشد تقریباً ۵۰% ی کاربران اینستاگرام در یک سال، محبوبیت و پتانسیل آتی آن را بیشتر از هر چیز دیگری نشان می‌دهد.
به عبارت ساده، اینستاگرام به یک جامعه آنلاین بزرگ و متنوع با پتانسیل بازاریابی نامحدود تبدیل می‌شود. البته فیس بوک کاربرانی فعال‌تر از اینستاگرام دارد. تعداد افراد جامعه هدف ممکن است اولین چیزی که در تبلیغات کسب‌وکارهای کوچک موردتوجه قرار می‌گیرد نباشد. اگر شما می‌خواهید با موفقیت کسب‌وکار کوچکتان را ترقی دهید باید ابتدا داده‌های مرتبط با کسب‌وکارتان را جمع‌آوری کنید. مطابق با گزارش فورستر، اینستاگرام یک نوع از شبکه اجتماعی با نرخ سرگرمی ۴٫۲۱ است. این عدد بزرگی است! با توجه به اینکه نرخ سرگرمی فیس بوک و توئیتر به‌سختی حدود ۰٫۱ است.

مزایای تبلیغات در اینستاگرام چیست؟

در اینجا مزایای واقعی تبلیغات در اینستاگرام آورده شده است.

  • بیشتر از ۷۰۰ میلیون کاربر در اینستاگرام وجود دارد و ارتباطات هنوز در حال رشد کردن است.
  • اینستاگرام و فیس بوک به هم متصل هستند؛ بنابراین راحت‌تر است که مخاطبانتان بر اساس اطلاعات فیس بوکشان وارد اینستاگرام شوند. همه وظایف بودجه‌بندی و برنامه‌ریزی، تنظیم و راه‌اندازی تبلیغاتتان از طریق فیس بوک انجام می‌شود؛ بنابراین نیاز نیست که از ابتدا شروع کنید و درباره اینستاگرام یاد بگیرید. یک‌بار از خواهر پلت فرم اینستاگرام برای بازاریابی و تبلیغات استفاده کنید.
  • تبلیغات اینستاگرام بدون آزار و اذیت هستند و احتمالاً کمتر مخاطبان هدفتان را آزار می‌دهند.
  • نرخ سرگرمی در اینستاگرام بالاتر از نرخ سرگرمی در هر پلت فرم دیگر شبکه اجتماعی است.
  • می‌توانید به‌راحتی SHOPIFY را باهم ادغام کنید و محصولاتتان را فورا بفروشید.
  • اینستاگرام موفقیت کمپین‌های خود را به را اساس آگاهی (awarness)، دیده شدن (reach) و فراخوانی (recall) و نه بر اساس تعداد لایک، کامنت و یا افزایش فالوور اندازه می‌گیرد. بیشتر مردم از گوشی‌های هوشمند برای خواندن روزنامه‌هایشان، انتشار پست بر روی فیس بوک یا گذاشتن پست در استوری و آپدیت شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. بیشتر گوشی‌های هوشمند دارای دوربین‌های باکیفیت هستند که می‌توانند با آن اسکرین شات بگیرند و فورا در اینستاگرام ارسال کنند. هر کس می‌تواند یک عکاس آماتور باشد. اینستاگرام بهترین کانال برای این نوع از رسانه‌ها هست، بیشتر کاربران موبایل دارای اکانت اینستاگرام هستند.
  • از نظر ROI و هزینه، اینستاگرام بهترین نتیجه را برمی‌گرداند. اینستاگرام تأثیرگذار است و زمان کمتری را نسبت به کانال‌های بازاریابی آنلاین می‌گیرد.

چگونه کسب‌وکار کوچکمان را در اینستاگرام ترویج دهیم؟

هنگام راه‌اندازی یک کمپین در اینستاگرام چندین گزینه وجود دارد اما شما نیاز دارید که از همان ابتدا دقیقاً چیزی که می‌خواهید و هدفتان است را بدانید.
با خواندن مقالات آنلاین در مورد اینستاگرام و تبلیغ در آن تا می‌توانید اطلاعات بیشتری کسب کنید.
می‌توانید انتخاب کنید کدام نوع از کمپین برای کسب‌وکارتان بهتر است. اساساً، ۲ متد تبلیغاتی روی اینستاگرام وجود دارد. رایگان و پولی

تبلیغات رایگان:
من مطمئنم بیشتر مردمی که این مقاله را می‌خوانند از اینستاگرام استفاده می‌کنند. اگر در حال حاضر یک اکانت شخصی دارید لازم است که یک اکانت جدید برای کسب‌وکارتان تنظیم کنید. اگر محصول می‌فروشید می‌توانید اینستاگرام، فیس بوک و Shopify را ادغام کنید و فورا محصولتان را به فالورهایتان بفروشید. تصاویر و ویدئوهای مرتبط با محصولتان ارسال کنید و نام برندتان را آنلاین بسازید و مشتریان و فالورهای بیشتری را جذب کنید. عکس‌هایتان باید هدفمند، جذاب و درعین‌حال باکیفیت باشند، اگر عکاس ماهری نیستید می‌توانید یک نفر را استخدام کنید که بتواند بهترین تصاویر را برای موفقیت ارائه دهد.

تبلیغات پولی یا همان تبلیغات اسپانسری (Sponsored) در اینستاگرام:
تبلیغات پولی سودآورترین روش تبلیغ در اینستاگرام است. اگر قبلاً در فیس بوک کسب‌وکارتان را تبلیغ کرده‌اید می‌دانید که چگونه در اینستاگرام تبلیغ کنید. در اینجا انواع تبلیغاتی که شما می‌توانید در اینستاگرام ارسال کنید وجود دارد. البته چگونه می‌توانید از آن‌ها بهره‌مند شوید؟
سه نوع تبلیغات اصلی در اینستاگرام را می‌توانید برای شروع کمپین آنلاین انتخاب کنید.

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام عکس

شما می‌توانید محصولاتتان را به‌صورت آنلاین از طریق عکس‌های جذاب تبلیغ کنید. می‌توانید کسب‌وکارتان یا برندتان را برای مخاطبین گسترده یا فقط مشتریان ناحیه جغرافیایی خودتان هدف قرار دهید.

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام ویدئویی

یک ویدئو تبلیغی ۶۰ ثانیه‌ای بسازید و برای مخاطبان هدفتان ارسال کنید. این روزها زمان محدود است و من پیشنهاد می‌کنم ویدئویی کوتاه بسازید. آن‌ها بیشترین توجه و پاسخ را از مشتریان بالقوه دریافت می‌کنند. تبلیغات عکسی بهترین انتخاب برای تبلیغ در اینستاگرام هستند. ویدئو اگر کوتاه باشد و انتقال ویروسی داشته باشد می‌تواند مؤثر باشد.

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام چرخشی (اسلایدی)

این نوع از تبلیغات که کاربران می‌توانند تصاویر بیشتری را ببینند و برای کسب اطلاعات بیشتر به وب‌سایت رجوع کنند و اطلاعات بیشتری را به دست آورند بسیار مؤثر است. تبلیغات چرخشی مانند کمپین‌های ارتباطی بازاریابی می‌باشد زیرا اطلاعات زیادی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند. هدف اصلی در این نوع تبلیغ این است که مخاطب به سایتتان مراجعه کند.

تبلیغات اسپانسر اینستاگرام استوری

تبلیغ در استوری نوع جدیدی از تبلیغات در اینستاگرام است. با روزانه ۲۵۰ میلیون کاربر، یک‌راه مؤثر برای رشد برند شما است.

بازگشت سرمایه یا ROI در بازاریابی عملکرد

بازگشت سرمایه یا ROI

بازگشت سرمایه یا ROI چیست؟

برای اینکه دقیقاً بفهمید که بازاریابی شما چقدر موثر است، می‌بایست مقدار بازگشت سرمایه (که به انگلیسی Return on Investment یا به اختصار ROI خوانده می‌شود) در تبلیغات خود را اندازه بگیرید.

به طور مثال شرکت شما در زمینه تعمیرات قطعات سخت‌افزار فعالیّت دارد و میانگین سود خالص کسب و کارتان بابت هر مشتری، ۵۰ هزار تومان است. اما در حال حاضر مشتریان زیادی ندارید. بنابراین برای اینکه بتوانید مشتری جذب کنید، یک تبلیغ ۲۵۰ هزار تومانی در روزنامه چاپ می‌کنید. با این حساب، اگر بخواهید سر به سر هزینه‌ها را رد کنید، به چند مشتری نیاز دارید؟ پنج تا. اما مشخصاً همینکه بتوانید هزینه و سود را سر به سر کنید، کافی نیست. چون به معنی آن است که بازگشت سرمایه شما ۰% بوده است. پس برای اینکه بازگشت سرمایه داشته باشید، باید بیشتر از پنج مشتری بدست آورید.

بدست آوردن نرخ بازگشت سرمایه یا ROI

یک فرمول ساده برای بدست آوردن ROI را می‌توانید در تصویر زیر ببینید:

بازگشت سرمایه یا ROI 1

با همین فرمول ساده می‌توان ارزیابی خوبی از نتیجۀ روش‌های بازاریابی مختلف داشت و آنها را برای یافتن بهترین راهکارهای تبلیغاتی با هم مقایسه کرد.

البته لازم است به این نکته دقت داشته باشید که در این فرمول، فرض ما بر آن است که شما هزینه‌های تولید و عرضه محصول یا خدمات خود را از کل سود کم کرده‌اید و در نتیجه سود خالص از تبلیغ را بدست آورده‌اید. ولی اگر قرار باشد، این هزینه‌ها را هم در فرمول خود در نظر بگیریم، آنوقت معادله ما به شکل زیر در خواهد آمد:

بازگشت سرمایه یا ROI عملکرد

 

 

به هیچ‌وجه نباید تاثیر تحلیل نرخ بازگشت سرمایه در کاهش هزینه‌ها و افزایش بازدهی تبلیغات خود را دست کم بگیرید و حتماً این متغیر را اندازه‌گیری کنید.

 

سختی‌های اندازه‌گیری دقیق بازگشت سرمایه یا ROI

البته، اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه هم پیچیدگی‌های خودش را دارد که باعث می‌شود هیچوقت نتوانیم دقیقاً ROI بازاریابی خود را مشخص کنیم. در ادامه به چند مورد از آنها اشاره خواهیم کرد:

  • وقتی یک مشتری از طریق تبلیغ شما جذب می‌شود، ممکن است خدمات شما را به دوست خود معرفی کند (که یعنی بازاریابی دهان به دهان). اما لحاظ کردن سود حاصل از این مشتری در نرخ بازگشت سرمایه، کار را کمی دشوار می‌کند.
  • تاثیر برخی روش‌های تبلیغاتی را نمی‌توان به راحتی اندازه‌گیری کرد. یعنی هدف برخی از تبلیغات شما اصلاً این نیست که مشتری مستقیماً تماس بگیرد و در نتیجه، باید راهی دیگر برای اندازه‌گیری آنها پیدا کنید.
  • اگر بخواهیم سخت‌گیرانه به موضوع نگاه کنیم، لازم است هزینۀ وقت صرف شده توسط کارمندان را نیز در محاسبه خود لحاظ کنیم.
  • و اما مهمترین مساله در اندازه‌گیری بازگشت سرمایه این است که در بسیاری موارد، این فقط یک شیوه بازاریابی نیست که مخاطب را جذب می‌کند. بلکه مجموعه‌ای از شیوه‌های بازاریابی مختلف است.

نقش مسیر تبدیل کاربر به مشتری در بازگشت سرمایه یا ROI

در تحلیل تخصصی ROI، شما باید بتوانید نقاط مواجهه مشتری را به درستی شناسایی و آنها را اندازه بگیرید. بیایید مساله را با یک مثال بررسی کنیم:

تبلیغات روزنامه شما توانست ۶ مشتری جدید برای کسب و کارتان به وجود آورد. یکی از این مشتری‌ها، خدمات شما را به دوست خود معرفی می‌کند. این دوست در گوگل جستجو می‌کند، بر روی تبلیغ گوگل شما کلیک کرده و به سراغ وب‌سایت کسب و کارتان می‌آید، اما خرید خود را انجام نمی‌دهد. با اینحال، فردای همان روز، تبلیغ شما را در یک سایت دیگر می‌بیند و اینبار تصمیم می‌گیرد فرآیند خرید را کامل کند. حالا به من بگویید که دقیقاً کدام روش بازاریابی باعث جذب این مشتری شده است؟

خب، در چنین شرایطی، یک نگاه خوب برای تقسیم اعتبار این است که: اولین مواجهه و آخرین مواجهه از اعتبار بالایی در تبدیل کاربر برخوردار باشند، اما قدم‌های میانی نیز عوامل موثری در نظر گرفته شوند.

مزایای اندازه‌گیری دقیق بازگشت سرمایه یا ROI

اما این بررسی دقیق‌تر ROI چرا به سود شماست؟ ساده است. چون با بررسی دقیق‌تر نرخ بازگشت سرمایه، شما می‌توانید جوابی برای تمام سوالات زیر پیدا کنید:

  • کدام فعالیت‌های بازاریابی بیشترین پتانسیل را برای بازگشت سرمایه کوتاه‌مدت و کدام برای بلند‌مدت داشته‌اند؟
  • تاثیر بازاریابی دهان به دهان در رشد کسب و کار شما تا چه حد است؟
  • ارزش طولانی‌مدت یک مشتری چقدر است؟
  • مشتریان شما بیشتر با روش‌های بازاریابی مستقیم (مثل ارسال نامه، برگزاری سمینار و …) ارتباط برقرار می‌کنند یا روش‌های بازاریابی نرم و تصویری (مثل بروشور، وب‌سایت و …)؟
  • و …

اندازه‌گیری دقیق‌تر ROI به لطف گوگل آنالیز

همانطور که دیدید، اگر نرخ بازگشت سرمایه را به طور دقیق‌تری مشخص کنیم، می‌توانیم اطلاعات بسیار بیشتری را در مورد مشتری و ارزش او برای شرکتمان بدست آوریم. اما برای اینکار لازم است مسیر مشتری را با دقت بیشتری زیر نظر بگیریم و به علاوه، هزینۀ زمان مصرف شده توسط کارمندان شرکت را هم تا جای ممکن حساب کنیم.

البته شاید بررسی مسیر مشتری در بازاریابی آفلاین کار سختی باشد، چون معمولاً به صورت دستی است. اما در بازاریابی آنلاین، به لطف نرم‌افزارهای تحلیل‌گر آنلاین (از جمله و به خصوص گوگل آنالیز) ما می‌توانیم نرخ بازگشت سرمایه را با دقتی واقعاً بالا بررسی نماییم.

هنگام استفاده از این نرم‌افزارهای تحلیلگر، معمولاً شما می‌توانید یک مدل برای اندازه‌گیری تاثیر هر قدم مشتری انتخاب کنید. این یعنی می‌توانید اعتبار فروش را به اولین یا آخرین مواجهه او با شرکت نسبت دهید یا این اعتبار را در بین قدم‌های مختلف تقسیم کنید.

نتیجهگیری

اینکه همیشه حواستان به بازگشت سرمایه یک تبلیغ باشد و آن را اندازه بگیرید، به شما کمک می‌کند که در طولانی‌مدت بهترین روش‌های تبلیغاتی را بشناسید و از هزینه‌های بازاریابی خود تا جای ممکن بکاهید. بنابراین لازم است هر چه زودتر راهکاری برای شناسایی روش جذب مشتریان پیدا کنید و نرخ بازگشت سرمایه یا ROI تبلیغات خود را اندازه بگیرید.

تبلیغات گوگل یا گوگل ادوردز چیست؟

تبلیغات گوگل یکی از هوشمندانه ترین روش های بازاریابی اینترنتی می باشد. چرا که مدیریت تمامی بخش های تبلیغ و مدیریت بودجه را دارا می باشد.
۳٫۵ میلیارد جستجوی روزانه در گوگل انجام می‌شود. درصدی از این افراد هستند که به دنبال خدمات و محصولات شما می‌گردند. با تبلیغات کلیکی گوگل، به راحتی می‌توانید خود را در معرض دید این افراد بگذارید. اما… بدون داشتن تجربه و تخصص کافی، تبلیغ گوگل فقط اتلاف پول است.

تبلیغات گوگل

ویژگی های تبلیغات در گوگل

  • فقط جذب مشتریان واقعی: تبلیغات شما فقط زمانی نمایش داده خواهد شد که مشتری در جستجوی محصولات یا خدمات شماست.
  • پرداخت به ازای کلیک: شما فقط بابت هر کلیک مشتری‌ها بر روی تبلیغات خودتان در گوگل ادوردز هزینه می‌پردازید.
  • موثرترین روش تبلیغاتی: با مدیریت درست، تبلیغ در گوگل موثرترین روش برای افزایش فروش است.

نحوۀ کار تبلیغات گوگل

  • مزایده برای جایگاه: رقابت با دیگران، جایگاه شما را مشخص می‌کند.
  • پرداخت قیمت دوم: شما به اندازه نفر قبلی مزایده پول می‌پردازید.
  • تاثیر قیمت: قیمت پیشنهادی شما در مزایده تاثیرگذار است.
  • اهمیت کیفیت: کیفیت تبلیغ شما نیز در جایگاه موثر است.

امکانات تبلیغ گوگل

  • کلمات کلیدی نامحدود: هیچ گونه محدودیتی در تعداد کلمات کلیدی مشخص شده توسط شما وجود ندارد.
  • تعیین زمان و دستگاه نمایش: شما به راحتی می‌توانید روز، زمان و دستگاه نمایش (کامپیوتر، تبلت و گوشی) را مشخص نمایید.
  • تنظیم دقیق بودجه‌ها: بودجه روزانه و قیمت هر کلیک کلمات را مشخص و حتی بودجه را طبق زمان یا دستگاه محدود کنید.
  • گزارش کامل و مداوم: گزارشات مداوم از عملکرد تبلیغ خود را دریافت کنید تا بفهمید که چقدر بازده داشته است.